مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٢٩
سياسى جامعه، از جمله رسالتهاى «نبوى» رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله مىباشد و آن حضرت به عنوان والاترين شخصيّت جهان اسلام و برترين الگوى مسلمين، در عمل به اين رسالت خطير اقدام[١] و يك نظام سياسى مقتدرى تأسيس كردند كه به تدريج حكومتهاى بزرگى چون ايران، روم و مصر را تحت انقياد خود درآورد.
سيره فعلى آن حضرت، كه جز متن دين نيست، در پى اين اقدام، اسلام را به عنوان آيينى آميخته با سياست معرّفى كرد و آن را حاوى نگرش مديريّتى خاص براى رهبرى جامعه نشان داد. امام خمينى رحمه اللّه در اين مورد مىگويد:
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله تشكيل حكومت داد، مثل ساير حكومتهاى جهان، لكن با انگيزه بسط عدالت اجتماعى ... و حكومت على بن ابى طالب عليه السّلام نيز با همان انگيزه، به طور وسيعتر و گستردهتر، از واضحات تاريخ است.[٢] بااينحال، برخى در مورد اصل حكومت رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله ادّعاهايى نموده و شبهاتى مطرح كردهاند:
شبهه اوّل، از منظر قرآن، شأن پيامبر صرفا انذار و تبشير
قرآن شأن پيامبر را ابلاغ وخى و انذار و تبشير دانسته و مىفرمايد:
و ما على الرّسول إلّا البلاغ المبين.[٣] إنّما أنت منذر.[٤] إن أنا إلّا نذير و بشير.[٥]
[١] - ر. ك: امام خمينى رحمه اللّه، ولايت فقيه، ص ١٨.
[٢] - صحيفه امام، ج ٢١، ص ٤٠٦.
[٣] -« و بر پيامبر چيزى جز رساندان آشكار نيست». نور، آيه ٥٤.
[٤] -« تو فقط بيم دهندهاى رعد آيه ٧»
[٥] -« من فقط بيمدهنده و بشارتدهندهام». اعراف، آيه ١٨٨.