مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١١٢
امير هر مؤمن است، گفتهاش گفته من، امرش امر من، نهيش نهى من، پيرو او پيرو من، ياورش ياور من و واگذارش واگذارنده من است.
٦. «احاديث امامة» در يكى از اين احاديث، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله چنين مىفرمايند:
معاشر الناس! من أحسن من الله قيلا؟ و أصدق من الله حديثا؟ معاشر الناس! إنّ ربّكم جلّ جلاله أمرنى أن أقيم لكم عليّا علما و إماما، و خليفة و وصيا، و أن أتخذه أخا و وزيرا؛[١] اى مردم چه كسى از خدا خوشسخنتر و از او راستگوتر است؟ اى مردم! همانا پروردگارتان جلّ جلاله به من فرمان داد كه على عليه السّلام را بر شما مهتر و امام و نيز خليفه و وصى قرار دهم و او را برادر و وزير خود گيرم.
٧. «احاديث ولاية» كه در يكى از دستورات گهربار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىخوانيم:
من آمن بى و صدّقنى فليتولّ عليّ من أبي طالب؛ فإنّ ولايته ولايتي، و ولايت ولاية الله؛[٢] هركه را به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است به ولايت على عليه السّلام سفارش مىكنم كه هركس او را ولى خود گيرد مرا ولى خود گرفته و هركه مرا ولى بگيرد خدا را ولى خود گرفته است.
موارد ذكرشده، نمونههايى از نصوص قطعى دالّ بر شأن ولايت و امامت مولا امير مؤمنان على عليه السّلام است كه در منابع روايى، موارد متعددى از اين بيانات از وجود مقدس نبىّ خاتم صلّى اللّه عليه و اله نقلشده و اين در حالى است كه آن جناب، تنها به روشنگرى درباره منصب امير مؤمنان على عليه السّلام اكتفا نفرموده و استمرار اين رتبه والاى الهى را با ارجاع امت اسلامى به عترت طاهرينش؛ تبيين نمودهاند.
[١] - طبرى، بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ص ١٥٣.
[٢] - متقى هندى، كنز العمال، ج ١١، ص ٦١١، ح ٣٢٩٥٨.