مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٠١
البته چنين شناسايى و تعيينى از سوى خداى عليم و حكيم صورت پذيرفته است چنان كه خداوند، در قرآن كريم مىفرمايد:
و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا لمّا صبروا و كانوا بآياتنا يوقنون.[١] آرى، آنان كه در هدايت امّتها تنها معيارشان اوامر الهى است، نه خواهشها و تمناى نفس و در اين راه به درجه والاى صبر و كمال يقين نائل آمدهاند، از جانب خداى يگانه به عنوان رهبران راستين و شايسته، جعل و معرّفى مىشوند و پرواضح است كه اين معرّفى، عهد و پيمانى است الهى و مقام است فوق العاده پرمسئوليت و با عظمت كه يك لحظه نافرمانى و حتى سوء پيشينه موجب سلب چنين لياقتى مىشود. ازاينرو خداى تعالى در پاسخ به حضرت ابراهيم عليه السّلام در مورد استمرار و ارزانى داشت چنين مقام شامخى براى ذريّهاش فرمود:
لا ينال عهدى الظالمين.[٢] بدين ترتيب اگر به طور خلاصه بخواهيم، معيار واقعى براى تشخيص مشروعيت و احراز انتساب اقتدارى خاص به حاكميت اصيل الهى و در پى آن ملاك واقعى براى شناخت حكومت دينى را نمودار سازيم، خواهيم گفت:
حكومتى مشروع و منتسب به خداى تعالى و نمودى راستين از حكومت الهى و دينى است كه هدايت و رهبرى آن در اختيار افرادى كه از سوى خداوند به اين سمت نصب و معرفى شدهاند كه اينان به طور قطع افرادى خواهند بود كه آموزههاى دين را، كه همان اراده تشريعى حق تعالى است، ملاك و محور تصميمات و حاكم بر شئون سياسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و ... جامعه مىنمايند.
[١] - سجده، آيه ٢٤.
[٢] - بقره، آيه ١٢٤.