مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٠٠
و قرآن از زبان گمراهان، كه روز قيامت به عذاب دردناك الهى گرفتار مىشوند نقل مىكند كه آنها از واليان امرشان، به درگاه خداوند شكوه مىكنند:
و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا و كبراءنا فأضلّونا السّبيلا.[١] پس مىتوان اذعان نمود، آفريدگارى كه در آفرينش انسان، از هيچ موهبتى دريغ نفرموده است و در شئون حيات انسانى نياز را بىپاسخ نگذاشته است؛ آنگونه كه در روايات عديدهاى تحت عنوان: «إنّه ليس شىء مما يحتاج إليه الناس إلّا و قد جاء فيه كتاب أوسنة.»[٢] اين مسلّم مورد تأكيد مىباشدو براساس فرمايش امام صادق عليه السّلام در اين باب كه فرمودند:
إنّ الله تعالى أنزل فى القرآن تبيان كل شىء، حتى و الله ما ترك الله شيئا يحتاج إليه العباد؛ حتى لا يستطيع عبد يقول لو كان هذا أنزل فى القرن؛ إلّا و قد أنزله الله فيه.[٣] چگونه ممكن است، مهمترين نياز بشر، كه همانا هدايت و رهبرى دنيايى او براى دستيابى به فلاح جاودانه است، مورد بىاعتنايى قرار گيرد و متوليان شايستهاى از سوى حق تعالى براى اجتماع بشرى معرفى نگردد؟! و لذاست كه از حضرتش در بيانى ديگر مىخوانيم:
إنّ الله أجلّ و أعظم من أن يترك الأرض بغير إمام عدل؛[٤] خداوند، برتر و بزرگتر از آن است كه زمين را بدون [شناساندن] امامى عادل واگذارد.
[١] -« و مىگويند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت كرديم و ما را گمراه ساختند». احزاب، آيه ٦٧.
[٢] - ر. ك: فيض كاشانى، كتاب الوافى، ج ١، باب ٢٣، ص ٢٦٥.
[٣] -« به راستى كه خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم بيان هر چيزى را نازل فرموده است؛ به خدا قسم! حق تعالىهيچيك از نيازهاى مردم را بدون حكم شرعى به خود آنان واگذار نكرده است تا اينكه بندهاى نتواند بگويد: اىكاش اين مطلب در قرآن آمده بود! مگر آنكه حكم آن در قرآن آمده است». همان، باب ٢٣، ح ٢٠٥.
[٤] - شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ص ٢٢٩.