آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٤ - ٣ مسلك ناسازگارگرايان جبرگرا
در عوامل وراثتى و محيط تربيتى آغازين او دارند و از آنجا سرچشمه مىگيرند، و پر واضح است كه آدمى نقشى در پيدايش و تكوين اين عوامل وراثتى و محيط پرورش آغازين خود ندارد، شوپنهاور[١] در مقوله معروف خود مىگويد: «انسان مىتواند بخواهد كه چگونه رفتار كند، تا رفتارى كه مىخواهد انجام دهد، لكن نمىتواند چگونه بخواهد، تا معين كند چه را چگونه بخواهد».
براى مثال، دو تن را فرض كنيد كه هر دو به شدّت از فشار عصبى رنج مىبرند، و در نتيجه اين فشار عصبى، فاقد توازن در شخصيتاند و دچار رفتارهاى عصبى غير اختيارىاند، و درمان مناسبى نيز براى اين مشكل عصبى وجود دارد، كه مىتواند شخصيت آنانرا تغيير داده و از آن شخصيت متوازن و سالمى بسازد. لكن درمان اين مشكل نيازمند انگيزه و انرژى زيادى است كه يكى از اين دو تن مثلاA از آن به قدر كافى برخوردار است، در حالى كه فرد ديگر يعنىB مثلا فاقد آن انژرى و انگيزه است، و در نتيجهA موفق به انجام درمان مىشود و از شخصيّت و رفتار مناسبى برخوردار مىشود، در حالى كه فرد دوم يعنىB همچنان دچار آن رفتار و شخصيت نامتوازن باقى مىماند.
در اينجا اگرچه رفتار وشخصيتA با رفتار وشخصيتB متفاوت مىشود، و اين تفاوت، ريشه در انتخاب و اختيار هر يك از آنان دارد، لكن اين كهA توانست درمان را انتخاب كند وB نتوانست درمان را انتخاب كند و تن به تغيير شخصيت و رفتار خود بدهد، در نتيجه شرايط و عواملى است كه در اختيار هيچ يك از آن دو نبوده و هيچ يك از اين دو نقشى در پديد آوردن آن شرايط و عوامل- كه همان انگيزه و انژرى لازم براى درمان باشد- نداشتهاند، بلكه انگيزه و انرژى لازم براى درمان معلول محيط و شرايط وراثتى حاكم بر شخصيت هر يك از آنان بوده، و طبيعى است كه خود آنان در آفرينش آن محيط يا عوامل وراثتى نقشى نداشتهاند.
٥. جبرگرايان ميانه رو[٢] منكر اين حقيقت نيستند كه شخصيت و نيز اراده و اختيار آدمى از عواملى ما فوق ريشه مىگيرند. و در آنجا كه مسئوليت اخلاقى رفتار انسان را توجيه مىكنند عوامل برترى را كه شخصيت و نيز اراده آدمى را تحت تأثير قرار مىدهد ناديده نمىگيرند. در
[١] .Schope nhaver .
[٢] .Soft Determ inists .