آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٣ - ١ پاسخ پرسش نخستين تبيين رابطه بين فعل و اراده فاعل
بر مبناى اين تعريف رفتارى كه از روى غفلت و عدم توجه نفس صادر شود از آنجا كه از ترجيح اخلاقى نفس نشأت نگرفته نمىتواند «رفتارى آزاد» شناخته شود. رفتار جنايتكاران حرفهاى هر چند جنايت براى آنان به يك طبيعت تبديل شده باشد «رفتارى آزاد» است زيرا از ترجيح اخلاقى نشأت گرفته است، و حداقل اين است كه رفتار آنان در آغاز و پيش از آنكه به طبيعت تبديل شود رفتار آزادى بوده و تبديل شدن آن به طبيعت با انتخاب و ترجيح اخلاقى نفس آنان صورت گرفته است. بر همين اساس نيز رفتار فردى كه معتاد است، يا دزدى كه از آن به دزد بالفطره تعبير مىكنند- هر چند ما معتقد به وجود دزد بالفطره نيستيم، و بهتر است از چنين كسى به دزد بالملكه تعبير شود، شرح دليل اين ترجيح عبارتى در اينجا ميسّر نيست- رفتار آزادى است. رفتار چنين افرادى به رغم آنكه به حسب ظاهر بدون تأمل و تفكر انجام مىگيرد، لكن در حقيقت چنين نيست. اين دسته از افراد نيز بر مبناى يك داورى اخلاقى كاذب تصميم به ارتكاب عمل خلاف مىگيرند، زيرا،
اولًا: به طبيعت تبديل شدن رفتار تبهكارانه آنان با انتخاب خود آنان صورت مىگيرد. و ثانياً: داورى اخلاقى كاذبى كه مبناى شكل گيرى طبيعت تبهكارانه آنان است، بوسيله دروغى صورت مىگيرد كه عامدانه و از طريق جايگزين سازى دروغين ارزش كاذب به جاى ارزش راستين تحقق مىيابد، در نتيجه اين جايگزينى مكرّر از آنها صادر مىشود و در نتيجه تكرار به طبيعت تبديل مىگردد و سرانجام داورى اخلاقى خطاى آنان نيز همچون يك طبيعت ثانوى در آمده، و بطور خودكار عمل مىكند.
مطلب سوّم: اين كه فاعل بر اساس يك ترجيح اخلاقى به رفتارى دست مىزند خود به معناى پذيرش مسئوليت اخلاقى رفتار ناشى از آن است، صرف نظر از اين كه ترجيح اخلاقى فاعل كه بر مبناى آن به ايجاد يك رفتار دست زده است ترجيح صواب و به جا يا ترجيحى نادرست و ناصواب باشد.
توضيح اين كه: بنابر آنچه گفتيم فاعل، پيش از ايجاد فعل به داورى اخلاقى نسبت به يك رفتار مىپردازد، و آن رفتار را ترجيح مىدهد و بر اساس آن ترجيح، خود را به انجام آن «مُلزم» مىكند، بنابراين در آنجا كه رفتارى از نظر اخلاقى محكوم به زشتى و رجحان عدم باشد، و فاعل به رغم آن تصميم به ايجاد آن گرفته، و مرتكب آن رفتار مىشود خود را با انتخاب خود در معرض محكوميت اخلاقى قرار داده است، و لهذا طبيعى است كه رفتار او از نظر اخلاقى محكوم