آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٦٧ - قاعده اول غيراختيارى بودن اراده
ما در اين بررسى كوتاه ابتدا خلاصهاى از تصوّرات و افكار ميرزاى نائينى را در اين زمينه عرضه مىكنيم، و سپس به تبيين «نظريه سلطنت» در حدودى كه در اين نوشتار مىگنجد مىپردازيم:
ميرزاى نائينى افكار خود را در اين زمينه با دو قاعده آغاز مىكند، و معتقد است اين دو قاعده هر دو وجدانى هستند، و تنها با مختصر تأمّل درونى مىتوان به صدق اين دو قاعده پى برد:
قاعده اوّل: غيراختيارى بودن اراده
در مورد اراده انسان، با تأمّل درونى به روشنى به اين حقيقت پى مىبريم. ما به روشنى اين حقيقت را در اندرون خود احساس مىكنيم كه پس از تصوّر فعل، و تصديق به فائده آن، اراده و شوق درونى ما به سوى فعل بطور قهرى و جبرى برانگيخته مىشود، اراده ما نتيجه قهرى تصور فعل و تصديق به فائده آن است. ميرزاى نائينى مىگويد:
«إنّ الصفات القائمة بالنفس من الإرادة والتصور والتصديق كلّها غير اختياريّة»[١].
صفاتى كه قائم به نفس هستند يعنى اراده و تصور و تصديق همگى غير اختيارىاند.
در مورد «اراده ذات بارى تعالى» به وسيله برهان به غير اختيارى بودن آن پى مىبريم، زيرا ذات بارى تعالى بسيط است، و از هر صفت زائد بر ذات منزه و مبرّا است بنابراين «اراده» نمىتواند عارض بر ذات بارى تعالى باشد، زيرا با بساطت ذات حق تعالى سازگار نيست، بنابراين «اراده» عين ذات بارى تعالى و متحد با آن است، و اين به معناى ذاتى بودن «اراده» بارى تعالى است، و بديهى است كه صفت ذاتى اختيارى نيست.
در تقريرات بحث اصول ميرزاى نائينى آمده است:
«فإنّ الإرادة التي هي علّة تامة لوجود المعلولات عين ذاته، ومن البديهي أن ذاته تعالى وتقدّس غير اختياريَّة له»[٢].
زيرا به تأكيد اراده ذات بارى تعالى كه علّت تامه وجود معلولات است عين ذات اوست، و بديهى است كه ذات بارى تعالى براى او اختيارى نيست.
[١] . اجود التقريرات، ج ١، ص ٩١.
[٢] . همان.