آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٦ - الف نظريه عليت فاعلى يا عليت ذاتى
كارى مىكند علّيّت انجام اين كار را از خود دارد نه از عاملى فراتر كه علّيت انجام آن كار را به او مىدهد. و «آزادى» انسان از همين جا سرچشمه مىگيرد.
رودريك چيشولم نظريه خود را در مورد علّيّت ذاتى يا علّيّت فاعلى به نظريه ارسطوئى محرّك اوّل غير متحرك[١] تشبيه مىكند. و در تفسير «آزادى» امكان انتخاب ديگر را شرط اصلى «آزادى» فاعل مىداند.
وى- با تأكيد بر اينكه چنانچه فعلى كه از فاعل سر مىزند تنها انتخاب ممكن باشد، و صدور فعلى ديگر، يا عدم صدور فعل از فاعل امكان نداشته باشد، آزادى معنى نخواهد داشت- از آزادى تعريفى نظير آنچه در تفكر اسلامى به متكلمان نسبت داده شده است ارائه مىدهد.
در گذشته گفتيم در مقابل تفكر فلاسفه كه آزادى را به معناى صدق قضيه شرطيّه «إن شاء فعل و إن لم يشأ لم يفعل؛ اگر بخواهد انجام مى دهد و اگر نخواهد انجام نمىدهد» مىدانند و در نتيجه آزادى را با «وجوب فعل صادر از فاعل» در تضاد نمىبينند، متكلمان اسلامى آزادى را با وجوب فعل صادر از فاعل در تضاد كامل مىدانند و آزادى را به «صحة الفعل والترك؛ امكان فعل و ترك» تفسير مىكنند.
چيشولم معتقد است با نظريهعلّيّت فاعلى[٢] از سوئى مشكل تضادّ آزادى با قانون جبر علّى[٣] حل شده است زيرا جبر علّى[٤] در جائى است كه علّيّت فاعل[٥] معلول علّتى باشد برون از ذات فاعل كه به فاعل علّيّت فعل را ببخشد، و طبيعتاً در اين صورت فعل فاعل محكوم جبر علّى[٦] خواهد بود، و فاعل را توان انتخابى ديگر «عدم صدور فعل يا صدور فعل ديگر» نخواهد بود، زيرا علّت خارجى[٧] انجام فعل را از فاعل، واجب و حتمى[٨] كرده است، و فاعل راهى جز انجام
[١] .Prime mover unmoved .
[٢] .Agent caus ation .
[٣] .Deter minism .
[٤] .Determ inism .
[٥] .Agent .
[٦] .Determi nism .
[٧] .Trans eunt Cause .
[٨] .Determ inised .