آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٣ - ج نظريه نفى جبر على
مىرسانند، و آنچه موجب اين اشتباه مىشود كه گمان شود نفى جبر به معناى شانسى يا بختى بودن است، اين تصور غلط است كه نفى علّت جبرى بمعناى نفى علت بطور كلى است.
در حالى كه نفى جبر[١] يك واژه فنى است كه محضاً به معناى نفى علّيت جبرى است نه به معناى نفى علّيّت به طور كلّى، بنابراين نفى جبر، با وجود علّت غير جبرى و امكانى يا احتمالى سازگار است.
در اينجا ريشه ديگرى براى اين اشتباه وجود دارد و آن اينست كه گمان برده مىشود مادام كه فاعل در برابر دو انتخاب قرار دارد و انتخابى كه سرانجام انجام مىدهد كاملًا غير جبرى است، بنابراين درگيرودارى كه درون فاعل بر سر انتخاب يكى از دو راه رخ مىدهد غلبه يكى از دو راه بر ديگرى به طور شانسى يا اتفاقى يا بختى انجام مىگيرد.
راز اصلى اين اشتباه اينست كه چنين تصور شده است كه تلاشى كه فاعل- مثلا آن بازرگان- براى غلبه دادن يك راه بر ديگرى انجام مىدهد، با غير جبرى بودن انتخابى كه سرانجام رخ مىدهد دو چيز منفك و جدا از يكديگرند، لذا چنين پنداشته مىشود كه پس از تلاشى كه آن بازرگان براى انتخاب يكى از دو راه انجام مىدهد ناگهان به طور شانسى و اتفاقى يكى از دو راه انتخاب مىشود.
اين گمان نادرست است، زيرا تلاش آن بازرگان براى غلبه دادن يك انتخاب بر ديگرى نتيجه مستقيم و بدون واسطهاش انتخابى است كه صورت مىگيرد، و نفى جبر حالت و صفتى جدا از تلاش فاعل براى غلبه بر انگيزههاى ديگر نيست. در شرايط وجود انگيزههاى متضاد تلاش فاعل براى ترجيح يكى بر ديگرى تلاشى غير جبرى است كه مستقيماً انتخاب يكى از راههاى متضاد را نتيجه مىدهد.
نفى جبر و تلاش به عمل آمده براى ترجيح يك راه بر ديگرى يك مركب واحد است، نفى جبر خاصيت و كيفيت اين تلاش است نه چيزى كه قبل يا بعد از آن رخ دهد كه جائى براى فرض و گمان دخالت شانس وجود داشته باشد. شبكه عصبى پيچيده و رفت و شددار و برگشتندهاى كه تلاش فاعل را درون مغز ادراك مىكند، حركتى برگشتنده و رفت و شددار غير جبرى به وجود مىآورد، غير جبرى بودن صفت اين حركت گردشى است.
[١] .Indete rminism