آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٣ - ١ مسلك اختيارگرائى يا ناسازگارگرايان اختيارگرا
نو به اثبات رسيده است معتقد است هيچگونه قوانين حتمى و كلّى بر جهان حاكم نيست، زيرا، بنابر آنچه در فيزيك جديد به اثبات رسيده است تغييرات و تحولات عناصر و ذرات اوليّه جهان مادّه، و بويژه تحولات راديو اكتيو اجزاء اتمها از هيچ قانون جبرى خاصى پيروى نمىكنند، و لذا كاملًا غير قابل پيشبينى هستند، و با توجه به اينكه جهانى كه ما در آن زندگى مىكنيم از همين اتمها تشكيل يافته، و ريشه تحولات و رويدادهاى جهان طبيعيت به همين تغييرات و تحولات راديو اكتيو اتمها باز مىگردد، و در حقيقت بافت اصلى جهان را همين اتمها و فعل و انفعالات درونى آنها شكل مىدهد، چنانچه اين تحوّلات از روابط ايجاب و جبر علّى آزاد باشند، مىتوان نتيجه گرفت حوادث و رويدادها در جهان طبيعت بطور كلى از حاكميّت قانون جبر و ايجاب علّى خارجند، و هيچگونه رابطه جبرى يا ايجاب علّى بر آنها حكمفرما نيست[١].
مشكل اصلى اين نظريه اين است كه «قانون جبر و ايجاب علّى» يك قانون علمى نيست كه بتوان آن را با روش تجربى علمى ابطال كرد، بلكه يك قانون فلسفى عقلى است مبتنى بر مسلّماتى است كه نظير قوانين مسلّم رياضى قابل خدشه و انكار نيستند.
ما در فصل پيشين به تفصيل به اين نكته پرداختيم كه قانون ايجاب علّى[٢] از قضيه بديهى «امتناع ترجيح بلا مرجح»[٣] ريشه مىگيرد، و مفاد اجمالى اين قضيّه اين است كه هر حادثه يا پديدهاى به ذات خود- يعنى با قطع نظر از هر عامل و مؤثر ديگر- از لا ضرورت وجود و لا ضرورت عدم[٤] برخوردار است و در نتيجه به امكان وجود و عدم[٥] موصوف است. اين امكان وجود و عدم، نسبت ذات شىء را با وجود و عدم مساوى مىكند.
بنابراين خروج از حالت تساوى وجود و عدم كه از امكان وجود و عدم ناشى شده است بدون ضرورت وجود يا عدم- ضرورتى كه از ناحيه عامل و مؤثرى برون از ذات شىء برخيزد- معقول و متصور نيست، بنابراين وجود هر پديده و حادثهاى يا عدم آن بدون آن كه از سوى علّتى برون از ذات آن شىء ضرورت يابد غير قابل تصوّر است.
[١] ١ .Robert Kane :free will :٧ .
[٢] .Neces sitate caus ation .
[٣]
. Impossi bility of the prep onderance without a pre ponderant.
[٤]
. Non- necessity of exist ence and non- nece ssity of non- exis tence.
[٥]
. Continge ncy of exis tence and nonex istence.