آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٧ - ج علت و معلول
و نيز ثابت شد كه او بذات خود فياض است، و به حقيقت خود نورافشان است، و به خودى خود روشنى بخش آسمانها و زمين است، و به هستى خود خاستگاه عالم خلق و امر است،- اگر اين حقايق ثابت شد روشن و محقق خواهد بود كه همه موجودات به يك اصل و ريشه باز مىگردند، و همگى از يك سنخ و گوهرند، كه آن حقيقت است و باقى شؤون او، و اوست ذات و جز او اسماء و صفات او، و او است اصل و ما سواى او اطوار و شؤون او، و اوست موجود، و جز او جهات و حيثيات اويند.
ج. علت و معلول
از آنچه گفته شد مفاهيم «علّيت، علّت، معلول» مشخص مىشود، علّت، وجود مستقلّى است كه از معلول خود بى نياز، و وجود دهنده و نيز وجوب دهنده معلول است، و معلول، وجود وابسته محض است كه جز ارتباط و پيوستگى به علّت چيزى نيست، و در برابر علّت از هيچگونه شخصيت و هويتى جز پيوستگى و وابستگى به علّت برخوردار نيست، و «علّيّت» جدا از ذات معلول و علّت نيست، ذات علّت در مقام تأثير و ايجاد «علّيّت» اوست، و ذات معلول از آن نظر كه معلول است جز «علّيّت» در مقام قبول نيست.
در مجموعه «علّت و معلول» از نظر تحليل ذهنى سه مفهوم وجود دارد:
١. علّت، يعنى «موجِد» يا ايجاد كننده؛
٢. معلول، يعنى «موجَد» يا ايجاد شونده؛
٣. علّيت، يعنى «ايجاد».
جدائى اين سه مفهوم از يكديگر تنها به گونهاى از فرض و مجاز ذهنى امكان دارد، اين سه مفهوم حتى در عالم ذهن و تحليل عقلى از يكديگر قابل انفكاك نيستند، مگر به نحوى از مجاز عقلى. علّت و علّيت و معلول حقايق و مفاهيم بهم پيوسته و به يكديگر وابستهاند، كه در واقع و نيز در تعقل قابل تفكيك از يكديگر نيستند، علّت از آن نظر كه علّت است از علّيت و معلول، قابل تفكيك نيست، و هم چنين معلول و نيز علّيّت هر يك از يكديگر، و نيز از مفهوم علّت جدائىپذير نيستند.
ملا صدرا مىگويد:
«فالمعلول بالذات أمر بسيط كالعلة بالذات، وذلك عند تجريد الالتفات إليهما فقط، فإنّا إذا