آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١١٢ - ج نظريه نفى جبر على
فاعل است، و اجراى آن پروسهاى از يك سلسله حوادث بهم پيوسته مربوط به تلاشهايى است كه به انتخاب و شكل يابى قصد و اراده مىكشاند، قصد و ارادهاى كه تعيين كننده رفتار است.
اين قوه بطور يقين قوه فاعل است. اين قوه و اجراى آن، بوسيله خصوصيات و حالات فاعل و حوادث و پروسههاى همراه او- چنان كه در گذشته توضيح داديم- جلوه و ظهور پيدا مىكند.
١٧. اگر قوه فاعلى و اجراى آن- كه شامل اراده آزاد مىشود- بوسيله حوادث و خصوصيات و حالات معينى جلوه و ظهور پيدا مىكنند جاى اين نگرانى است كه جايى براى فاعل نماند، و فاعل بطور كلى از صحنه غائب شود. ممكن است كسى چنين بينديشد كه فاعلى كه ادامه دهنده اين حوادث و حالات باشد، و ذاتى كه موجب تداوم و استمرار اين خصوصيات باشد در كار نيست، بلكه آنچه هست همين حوادث و خصوصيات است و تنها همين حادثهها و خصوصياتاند كه موجب پيدايش اراده آزاد و رفتارهاى ناشى از آن مىشوند.
من هستىشناس معتقد به ذات و جوهرم، و تا حدودى در مسأله طبيعت اشياء زنده و رابطه روح و بدن ارسطوئى مىانديشم. من معتقدم فاعلها ذوات مستمرى هستند با صفات روحانى و جسمانى، معنوى و مادّى، و هيچ گونه منافاتى يا تضادى ميان اين اعتقاد با اعتقاد به نفى جبر علّى درباره آزادى اراده- و اينكه توانائى فاعل «قوه فاعلى» و به اجرا درآمدن آن بوسيله حالتها و يا پروسهها و حوادث مربوط به آنها، ظهور و بروز مىكند-، وجود ندارد.
من معتقدم كه نوعى ظهور معين و قطعى فاعل، در سيستم خود سازمان درونى، براى اراده آزاد، حتى در اين نوع علّيت غير جبرى كه من به آن معتقدم لازم و ضرورى است، لكن اينگونه ظهور، نيازى به مفروض پنداشتن علّت فاعلى يا ذاتى[١] آن چنان كه او. كونر معتقد است، ندارد.
هنگامى كه مغز به مرحله معيّنى از درهم ريختگى و بىنظمى ناشى از تضادهاى درون ارادهاى كه براى رفتارهاى خود شكل دهنده[٢] لازم است مىرسد، سيستم انگيزشى و تحريك كننده فراگير و بزرگ مغز نوعى از نفى جبر و هرج و مرج و درهم ريختگى را در بخشى از خود بوجود مىآورد، كه همان درك و فهم و سنجش و تأمل ويژه و مخصوصى است كه انتخاب آزاد را نتيجه مىدهد.
[١] .Agent cause .
[٢] .Self -forming Actions .