آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١١١ - ج نظريه نفى جبر على
فاعل- شامل انگيزهها و محركهاى برونى و درونى- منشأ پيدايش رفتار اوست، اين منشأيّت بگونهاى نيست كه آزادى فاعل را در انتخاب گزينهاى خاص از گزينههاى ممكن سلب كند، بلكه راهى است كه براى فاعل به سوى انتخاب آزاد يكى از گزينههاى رقيب باز مىشود. اين نظريّات نمىتوانند اين نكته را تبيين كنند كه چرا فاعل در ميان گزينههاى متعدّد تنها يكى از آنها را انتخاب مىكند.
بنابر تبيين او. كونر آنچه مىتواند به اين پرسش پاسخ دهد و خلأ اين حلقه مفقوده را پُر كند قوه علّيّت يا فاعليّت فاعل است، قوه علّيّت فاعل او را توانا مىكند تا به انتخاب آزاد يك گزينه از گزينههاى متعدّد و در حال رقابتى كه حوادث و احوال پيشين فاعل، راه را براى آنها باز گذاشته است، دست بزند.
نظريه نفى جبر علّى[١] اين قوه فاعليّت را بسيار مهم مىداند و به آن معتقد است، لكن براى به دست آوردن آن نيازى به نظريّه علّيت فاعلى[٢] نداريم.
در مثال بازرگان- كه قبلا به آن پرداخيتم- بازرگان با رفتارهاى خود شكل دهنده[٣] روبروست، او نه تنها در برابر گزينههاى رقيب قرار دارد بلكه از توانائى انتخاب هر يك از آنها بوسيله تلاش و سنجشى كه براى انجام آن مىدهد برخوردار است. تضاد محرّكهاى اراده او و انقسامى كه در سيستم انگيزههاى او بوجود آمده است امكان انتخاب آزادانه و قاصدانه هر يك از اين انگيزهها را براى او فراهم نموده است، و اين همان قوّه علّى يا فاعليّتى است كه به آن اشاره شد، اين قوّه فاعلى يا علّى نتيجه مقاومت فاعل در برابر انگيزههاى مخالف درون اراده اوست و محصول تلاشى است كه در جهت غلبه دادن به يكى از انگيزههاى متضاد انجام مىدهد.
اين قوّه قوّه ويژه و بسيار برجستهاى است كه مىتوان گفت مخصوص آفريدههايى است كه به پايهاى از كمال رسيده اند كه آنها را از استعداد انسانى خود بازتابى[٤] برخوردار نموده است، و داراى خصوصيات و تضادهاى لازم براى داورى درون ارادهاى مىباشند.
اين قوه فاعلى- مقدم بر به اجرا درآمدنش- فى نفسه يك حالت اختيارى پيچيدهاى براى
[١] .Causal Indete rminism .
[٢] .Agent cau sation .
[٣] .Self -forming Actions .
[٤] .Self -refle ction .