آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٣ - نظريه هارى فرانكفورت
مىباشند.
به نظر فرانكفورت يك تفاوت بنيادين ميان انسان و ساير جانوران- افزون بر مسأله انتخاب و تأمّل و آگاهى- وجود دارد و آن تفاوتى است كه در ساختار «اراده» بين انسان و ساير جانوران موجود است.
تنها انسان نيست كه از شوق و هيجان و نيز انتخاب برخوردار است، اين ويژگى بين انسان و بسيارى ديگر از جانوران مشترك است، بلكه افزون بر اين، برخى ديگر از جانوران حتى در تأمّل و سنجش منجر به انتخاب نيز با انسان همسانند، آنچه انسان را از ساير جانوران متمايز مىكند خواستههاى نخستين منجر به انتخاب نيست، بلكه چيزى است كه فرانكفورت از آن به «خواستههايپسين يا درجه دو» تعبير مىكند. خواستههاى پسين يا درجه دو است كه بنياد شكلگيرى اراده انسان است، و نكته اصلى تمايز «اراده انسان» با اراده ساير جانوران همين خواستههاى پسين يا درجه دو است.
٢. در گزاره «A،X را مىخواهد» دو گونه معنى مىتواند مقصود باشد.
گونه نخست: معنائى است كه «خواستههاى نخستين» را بازگو مىكند. اين معنى از خواستن، ميزان شدّت شوقA نسبت به انجامX را نشان نمىدهد، و معلوم نمىكند كه اين خواستن تا چه حدّى مىتواند در مسير تحققX نقش ايفا كند. اين معنى از خواستنX در آنجا كه خواستههاى ديگرى نيز در نفس فاعل وجود دارند و خواستنX تنها يكى از آنها و نه برترين آنها را تشكيل مىدهد صادق است. افزون بر اين، در آنجا نيز صادق است كه فاعل تحت تأثير خواستهاى ديگر برتر از اين خواسته قرار گرفته و طبق آن خواسته ديگر عمل كند، در اينجا نيز فاعل،X را مىخواهد لكن خواستنX توسط فاعل به حدّى نيست كه او را به انجام آن وادار كند.
گونه دوّم: معنائى است كه «خواستههاى پسين» را بازگو مىكند. در اين معنى از خواستن، مقصود از «A،X را مىخواهد» خواستنى است كهA را به انجامX وادار مىكند. اين خواستن فاعل را به سمت عمل كشانده و به انجام خواسته منتهى مىشود.
٣. معنائى كه فرانكفورت براى واژه «خواستن يا اراده»[١] پيشنهاد مىكند منحصراً معناى دوّم «خواستن» است. از نظر وى آنچه مىتواند حقيقت «خواستن يا اراده» را تبيين كند خواستنى
[١] .Will .