آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٨ - مقايسه تطبيقى و نقد
دارند، بلكه مىتوان گفت آقاى دارو با جلب توجه هيئت قضات به شرط مذكور، طبيعت تأملى آنان را به ملاك و زمينه اصلى و قطعى نسبت دادن مسئوليت اخلاقى برانگيخت، و آنان را به وجدان عقلانى خويش بازگرداند.
مقايسه تطبيقى و نقد
در مقايسه بين نظريه فوق و نظريات فلاسفه اسلامى چنانكه در گذشته تبيين شد بايد گفت: نظريه جبرگرايى افراطى[١] كه مورد حمايت آقاى پل ادواردس است در اين نقطه كه اراده انسان محكوم عوامل قبلى است، و قانون علّيّت جبرى بر رابطه بين اراده انسان و عوامل قبلى مؤثر در آن حاكم است، با نظريه وجوب ملا صدرا موافق، و با نظريه سلطنت استاد شهيد صدر مخالف است. لكن از اين جهت كه نظريه «جبرگرائى افراطى»[٢] حاكميت قانون علّيت را بر اراده انسانى بمعناى جبر مطلق و نفى اختيار انسان در تعيين سرنوشت خويش مىداند و در نتيجه مسئوليت اخلاقى انسان را در برابر رفتار خويش منتفى مىداند، با هر دو نظريه:- نظريه وجوب ملا صدرا و نظريه سلطنت شهيد صدر- در تضاد است.
انتقاد عمدهاى كه بر نظريه «جبرگرائى افراطى»[٣] وارد است اين است كه اين نظريّه با آنچه هر يك از ما انسانها در وجدان عينى خود آن را يافته و احساس مىكنيم و در تجربه عينى شاهد آن هستيم- يعنى قدرت انتخاب و گزينش- سازگار نيست. ما در وجدان و احساس درونى خود و در تجربه عينى و عملى به روشنى اين حقيقت را ادراك مىكنيم كه در رفتارى كه انتخاب مىكنيم آزاد هستيم، و در برابر گزينههاى متعدّد قرار داريم كه انتخاب هر يك از آنها تنها بوسيله خود ما صورت مىگيرد، و اين اراده ماست كه سرنوشت ما و سرنوشت رفتار ما را معين مىكند.
ما به روشنى و به شهادت تجربه عينى اين حقيقت را احساس مىكنيم كه حتى خوى و خصلتهاى موروثى ما، يا محيط و فضاى زندگى نخستين يا كنونى ما، به هيچ وجه قدرت تصميمگيرى و انتخاب را از ما سلب نمىكند. ما به روشنى در خود اين قدرت و توان را احساس مىكنيم كه مىتوانيم بر خلاف آنچه خصلتهاى موروثى ما يا محيط زندگى خانوادگى
[١] .Hard Deter minism .
[٢] .Hard Determ inism .
[٣] .Hard Determi nism .