آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٦ - ١ پاسخ پرسش نخستين تبيين رابطه بين فعل و اراده فاعل
و آفريننده دارد، نه نقش منفعل يا منحصراً كشف كننده و ادراك كننده.
در پى اين بحث مباحث ديگرى نظير آن كه بر فرض اصالت مرجحات اخلاقى نحوه پيدايش وجود واقعى و ذاتى آنها و ملاك و معيار اصلى آنها چيست، مطرح است كه در اين نوشتار فرصت پرداختن به اين بحثها نيست، و از موضوع بحث ما نيز خارج است.
بحث دوّم: در اين باره است كه ادراك انسان نسبت مرجحات اخلاقى چگونه پديد مىآيد؟ منظور از اين سؤال اين است كه آيا باور انسان نسبت اين مرجحات اخلاقى از ضوابط منطقى معينى برخوردار است يا آن كه پيدايش باور نسبت اين مرجحات اخلاقى از عوامل اتفاقى و غير مبتنى بر منطق و اصول استدلال نشأت مىگيرد؟
حقيقت اين است كه همه باورهاى انسانى خواه باورهاى اخلاقى كه مربوط به عرصه «عقل عملى» انساناند، و خواه باورهاى علمى كه مربوط به عرصه «عقل نظرى» اند منطق پذيرند، يعنى با معيارهاى منطقى استدلال قابل سنجش و ارزيابىاند.
طبيعى است كه معيارهاى سنجش در باورهاى نظرى يا علمى با معيارهاى سنجش در باورهاى اخلاقى يا عملى متفاوتاند، در باورهاى نظرى يا علمى معيارهاى سنجش بديهيات و مسلّمات نظرى يا علمىاند، و در باورهاى اخلاقى و عملى معيارهاى سنجش بديهيات و مسلّمات اخلاقى و عملىاند.
بنابراين در پاسخ به اين پرسش كه ادراك انسان نسبت به مرجحات اخلاقى چگونه پديد مىآيد؟ بايد گفت: انسان باورهاى اخلاقى خود را مىتواند با روش منطقى بپذيرد، و ميتواند باورهاى اخلاقى خود را بدون رعايت روش منطقى برگزيند. انسان در برابر انتخابى كه در اين حوزه انجام مىدهد و همه نتايجى كه بر آن بار مىشود مسؤول است.
وجدان آدمى به روشنى قضاوت مىكند كه آدمى بايد در گزينش و پذيش باورهاى اخلاقى معيارهاى منطقى را رعايت كند و باورهاى اخلاقى را بر مبناى روش منطقى بپذيرد، يعنى قضاياى اخلاقى را بسنجد.
هر قضيهاى كه با اصول استدلال منطقى از باورهاى اخلاقى بديهى و مسلّم كه معيارهاى اصلى قضاياى اخلاقىاند نتيجه گرفته شده و با آنها سازگار است بپذيرد، و آن قضيه را كه با روش استدلال منطقى از باورهاى اخلاقى بديهى و مسلّم ريشه نگرفته و با معيارهاى اصلى اخلاقى كه همان بديهيات مسلّم اخلاقى است ناسازگار است، ردّ كند و نپذيرد.