آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٥ - ب وجود مستقل و وجود رابط
ب. وجود مستقل و وجود رابط
بنابر آنچه در بالا گذشت، تفاوت وجودات در عالم وجود تفاوت مرتبهاى و تشكيكى است كه از «واجب الوجود بالذات» آغاز و به «وجود بالقوه» ختم مىشود.
تأمل در حقيقت «وجود» به اين نتيجه مىرساند كه به جز وجود واجب بالذات كه عين «حقيقت وجود» و أوج سلسله مراتب وجود است، مراتب ديگر وجود حقيقتى جز تعلّق و ربط و انتساب به وجود واجب بالذات ندارند. ما سواى ذات بارى تعالى عين ربط و تعلق به ذات بارى تعالى است. و حقيقتى جز ربط و اضافه به واجب ندارد.
بنابراين عالم وجود عبارت از يك وجود مستقل واجب بالذات است، و ساير مراتب وجود عبارتند از تجليات آن وجود، و شؤون و تعلّقات او.
تجليات و تعلقات وجود واجب يا مراتب وجودات وابسته، وجوداتى نيستند كه بدون اضافه و ربط به واجب بهرهاى از وجود داشته باشند، بلكه عين ربط و تعلّق به وجود واجب بالذات مىباشند.
اگر كسى بپندارد كه در عالم وجود، در كنار مبدأ وجود كه وجود واجب بالذات است وجود يا وجودات ديگرى هست يا مىتواند باشد كه از حقيقتى افزون بر ربط و انتساب به واجب الوجود برخوردار باشد، به خطا رفته، و حقيقت وجود را نشناخته، و به اصالت وجود پى نبرده است.
وجودى كه ذاتاً و به خودى خود استحقاق وجود و تحقق دارد واجب الوجود بالذات است كه عين حقيقة الوجود است، از اين وجود واجبى، وجودى ترشح مىكند كه همان «امر» اوست كه جز اضافه و وابستگى به ذات او چيزى نيست. اين وجود اضافى و أمرى از اين نظر كه از ذات واحد أحد برخاسته يكى بيش نيست «و ما أمرنا إلّا واحدة» و از آن جهت كه فيض بى نهايت است داراى مراتب نامتناهى است، كه هر مرتبه از آنها به مراتب بالاتر خود وابسته است، و همگى عين ربط و تعلّق به ذات واجب الوجود يكتا مىباشند.
ملا صدرا در تبيين برهان معروف به برهان صديقين مىگويد:
«قد بزغ نور الحق من افق هذا البيان الذي قرع سمعك أيها الطالب: من أنّ حقيقة الوجود- لكونها أمراً بسيطاً غير ذي ماهيّة ولا ذي مقوّم أو محدّد- هي عين الواجب المقتضية للكمال