آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٩ - پايه دوم تبيين حقيقت اختيار و آزادى
چنين فاعلى نه در عرف عام و نه در عرف خاص، فاعل غير مختار و يا فاعل جبرى گفته نمىشود، با آن كه صدور فعل از او بسبب اراده و علم واجب شده است.
آنچه گفته شد ملاك اتصاف فعل ارادى به وصف اختيار و آزادى بود، اما ملاك اتصاف «فاعل ارادى» به وصف فاعل مختار و آزاد اين است كه اين قضيّه شرطيه در مورد او صدق كند كه: إذا شاء فعل وإن لم يشأ لم يفعل؛ اگر بخواهد، انجام دهد، و اگر نخواهد، انجام ندهد.
صدق اين قضيه بر فاعل ارادى موقوف بر اين نيست كه خواستن يا نخواستن او «يعنى مقدم يا تالى در قضيه شرطيّه» متصف به وصف امكان باشد نه وجوب، زيرا وجوب مقدم يا تالى منافات با صدق قضيه شرطيه ندارد، بنابراين آنجا كه مشيئت و اختيار فاعل طبق قانون «رابطه ضرورت و ايجاب بين علّت و معلول» محكوم قانون ضرورت است و تحققش يا عدم تحققش واجب است، معذلك وصف اختيار بر فاعل صادق است و فاعل، از اختيار و آزادى كامل در فعل خود برخوردار است.
صدر المتألهين با ردّ تعريفى كه متكلّمين از فاعل مختار ارائه مىدهند و او را «من يصحّ منه الفعل والترك» تعريف مىكنند كه لازمهاش امكان فعل ارادى است، تأكيد مىكند كه تعريف صحيح فاعل مختار عبارت است از «إن شاء فعل و إن لم يشأ لم يفعل»، نامبرده در همين زمينه مىگويد:
«ان للقدرة تعريفين مشهورين: أحدهما: «صحّة الفعل ومقابله أعني الترك» وثانيهما: «كون الفاعل في ذاته بحيث إن شاء فعل وإن لم يشأ لم يفعل» والتفسير الأول للمتكلمين، والثاني: للفلاسفة»[١].
براى قدرت «اختيار» دو تعريف مشهور وجود دارد: نخست: عبارت است از صحت فعل و مقابل آن يعنى ترك، و دوّم: عبارت است از اين كه فاعل به ذات خود بگونهاى باشد كه اگر بخواهد انجام دهد، و اگر نخواهد انجام ندهد، تفسير اول از آن متكلمان، و تفسير دوم از آن فلاسفه است.
و نيز مىگويد:
«إن مدار القادريّة على كون المشيّة سبباً لصدور الفعل أو الترك، وأن القادر هو الذي إن شاء فعل
[١] . اسفار، ج ٦، ص ٣٠٧.