آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٧١ - تعريف سلطنت
بتوان به حدود واقعى اين قاعده كه بوسيله وجدان قابل تحديد و تعيين است پى برد[١].
پس از اين سه مقدمه به بررسى قاعده «امتناع ترجيح بلا مرجح» مىپردازيم با دقت در اين قاعده به اين حقيقت پى مىبريم كه منشأ امتناع ترجيح بلا مرجح اين است كه «امكان» كه بمعناى تساوى طرفين «يعنى وجود و عدم» است، نمىتواند وجود ممكن را توجيه كند.
عقل سليم چنين قضاوت مىكند كه «امكان ذاتى» براى وجود شىء كافى نيست. بنابر حكم عقل «وجود ممكن» نيازمند عنصرى ديگر است كه نقصان «امكان ذاتى» او را جبران كند، اين عنصر اضافى كه با انضمام به «ذات ممكن» وجود او را توجيه مىكند مىتواند يكى از دو چيز باشد:
١. وجوب بالغير. چنانچه ذات ممكن وجوب وجود را از علّت دريافت كند، شرط وجود او حاصل شده و وجود او از ديدگاه عقل از توجيه كافى برخوردار است.
٢. سلطنت فاعل. چنانچه در كنار «ذات ممكن» فاعلى باشد كه از سلطنت بر فعل برخوردار باشد، وبتواند فعل را بيافريند، ضميمه شدن چنين فاعلى به ذات ممكن براى توجيه وجود او در نظر عقل كافى است.
اينكه «امكان ذاتى» براى وجود كافى نيست مطلبى است مسلّم، و عقل سليم و فطرت انسانى بر آن گواهى مىدهد، لكن اينكه بجز با ضميمه شدن «وجوب» به ذات ممكن راه ديگرى براى توجيه عقلى وجود او نباشد، گواه و دليلى از عقل و فطرت ندارد، بلكه عقل و فطرت گواهى مىدهند كه همان گونه كه «وجوب» برآمده از علّت براى وجود ذات ممكن كافى است، سلطنت برخاسته از علّت نيز براى وجود ذات ممكن كافى است.
اگر عقل بپرسد چرا ممكن وجود پيدا كرده است؟ عقل با شنيدن يكى از دو پاسخ قانع مىشود، پاسخ نخست اين است كه علّتى وجود آن را واجب كرده است، و پاسخ دوّم اين است كه علّتى دارد كه از سلطنت كامل بر ايجاد ممكن برخوردار است.
تعريف سلطنت
در پاسخ اين سؤال كه دقيقاً مقصود از «سلطنت» چيست؟ و چه فرقى ميان سلطنت، و وجوب،
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ٣٦، و نيز تقريرات خطّى درس آية الله صدر بقلم آية الله سيد كاظم حايرى، برگ شماره ٤١٨.