آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٣ - ٣ آزادى
«وبالجملة فقد صحّ إذاً أنّ كل ماهيّة ممكنة أو كل وجود إمكاني لا يتقرّر، ولا يوجد، ما لم يجب تقرّره ووجوده بعلّته، فلا يتصوّر كون العلّة علّة ما لم يكن ترجيحها للمعلول ترجيحاً ايجابيّاً».
و بالجمله ثابت شد كه هر ماهيت ممكن يا هر وجود امكانى، تحقق و وجود نخواهد يافت مگر آن كه وجود و تحقق آن به وسيله علتش واجب گردد، پس متصوّر نيست كه علّتى علّت باشد مگر آن كه برترى بخشد وجود معلول را به گونه وجوب[١].
سپس در آغاز فصل ١٦ مىگويد:
«إنّ ما مضى في الفصل السابق هو ثبوت الوجوب السابق للممكن الناشيُ من قبل المرجح التام لأحد طرفي الوجود والعدم قبل تحققه ... ثم بعد تحقق الوجود والعدم يلحق وجوب آخر في زمان اتصاف الماهيّة بأحد الوصفين من جهة الاتصاف به على الاعتبار التحيّثي، فإنّ كل صفة يجب وجودها للموصوف حين الاتصاف بها، وهذا هو الوجوب اللاحق المسمّى بالضرورة بحسب المحمول».
آنچه در فصل پيشين گذشت اين بود كه از براى ممكن وجوب سابقى ثابت است كه ناشى از مرجح تام يكى از دو طرف وجود يا عدم است، قبل از تحقق آن ... پس از تحقق وجود يا عدم، شىء وجوب ديگرى مىيابد، اين وجوب ديگر در زمان اتصاف ماهيت به يكى از دو وصف وجود يا عدم از آن جهت كه به يكى از اين دو وصف متصف است، بر ماهيت عارض مىشود، زيرا هر صفتى در زمان اتصاف موصوف به آن صفت، وجودش براى موصوف واجب است، و اين همان وجوبى است كه «ضرورت بشرط المحمول» ناميده مىشود[٢].
٣. آزادى
آزادى نيز به دو معنى به كار مىرود:
الف: آزادى مدنى يا اجتماعى: آزادى به اين معنا در مقابل محدوديتهاى اجتماعى به كار مىرود، آزادى به مفهوم اجتماعى آن به معناى آزادىهائى است كه انسان در جامعه از آنها برخوردار است، محدوده آزادى به اين معنى بسته به ميزان محدوديتى است كه از سوى قدرت
[١] . الأسفار الأربعة، ٢٢٣: ١.
[٢] . الأسفار الأربعة، ٢٢٤: ١.