آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١ - ١ علت
دبيران كاتبى مىگويد:
«كل ما يحتاج الشيء في وجوده إليه يسمّى علّة، وهي إمّا تامّة وهي جملة ما يتوقف عليه وجود الشيء وإمّا غير تامّة وهي بعض ما يتوقف عليه وجوده».
آنچه شىء در وجود خويش به آن نيازمند است «علّت» ناميده مىشود، و اين علّت يا تام است كه عبارت است از تمامى آنچه وجود شىء بر آن توقف دارد، يا غير تام كه بعضى از آن چيزهائى است كه وجود شىء بر آن توقف دارد[١].
علامه حلى در شرح مطالب فوق مىگويد:
«واعلم أنّ العلّة التامّة تتضمّن الماديّة والصوريّه والفاعليّة والغائيّة والشرط وعدم المانع، وكل واحد من هذه جزء منها».
و بدان كه علّت تامه متضمن ماديه و صوريه و فاعليه و غائيه و شرط و عدم مانع است و هر يك از اينها جزئى از علّت تامه است[٢].
- و گاه مقصود از علّت تامه معناى دوم، يعنى علت فاعلى تام الفاعليّه است، كه در اين صورت اگر چه بنحوى علت غائى را شامل است لكن علّت مادّى و علّت صورى را شامل نيست.
علّت تام فاعلى شامل كلّيه عواملى مىشود كه در تكميل فاعلّيّت فاعل نقش دارند، از اين رو شامل ابزار و آلاتى كه فاعل در ايجاد معلول از آنها بهره مىگيرد نيز مىشود، لكن شامل معدّات و شرايط و عدم مانع نمىشود، زيرا اين سه عنصر در قابليت قابل دخالت دارند نه در فاعلّيّت فاعل و از اين جهت اجزاء مكمّل علّت مادّيه بشمار مىروند، فخر رازى مىگويد:
«اما الشرايط فهي بالحقيقة أجزاء العلل الماديّة لأنّ القابل إنما يكون قابلا للفعل معها، وأما الآلات والأدوات فهي بالحقيقة أجزاء للعلة الفاعليّة إذا كانت فاعليتها لا تتم إلّا معها فان تمت دونها امتنع توسطها».
اما شرايط پس در حقيقت بخشى از علّت ماديه بشمار مىروند زيرا قابل در صورتى قابل خواهد شد كه با شرايط همراه باشد، اما آلات و ابزار و وسائل پس در حقيقت اجزاء علت
[١] . ايضاح المقاصد در شرح عين القواعد، ص ٩٤.
[٢] . همان، ص ٩٦.