آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٦ - ٣ مسلك ناسازگارگرايان جبرگرا
نوع دوّم: افرادى كه از درجات نسبتاً عالى تفكر برخوردارند، كه از نظر علمى جهان را محكوم قانون فراگير علّيت عمومى مىدانند، يا از نظر فلسفى به فلسفههايى معتقدند كه جهان را محكوم يك اصل برتر واحد مىشناسند، يا از نظر دينى معتقدند كه جهان آفريده و نگهداشته و تحت فرمان و حاكميت وجودى واحد است كه برخوردار از قدرت مطلق و علم بىپايان است.
اين دسته از افراد براى حكم به مسئوليت اخلاقى انسان در برابر رفتار خويش، به شرط ديگرى افزون بر شرط سابق الذكر- شرط نشأت گرفتن رفتار از اراده و خواست فاعل بدون اجبار عامل فوقانى- نيازمندند. اين دسته براى مسئوليت اخلاقى انسان در برابر رفتار خويش علاوه بر شرط مذكور، شرط برخوردارى فاعل از گزينههاى ديگر را لازم مىدانند.
من ترجيح مىدهم از اين شرط اضافى كه فرد متفكر براى مسئوليت اخلاقى رفتار لازم مىداند به گونهاى ديگر «جز آنچه در سخن آقاى كمپل آمده» تعبير كنم.
من ترجيح مىدهم چنين بگويم كه فرد متفكر براى مسئوليت اخلاقى رفتار انسان افزون بر شرط نشأت گرفتن از خواست و اراده فاعل، و عدم وجود عامل اجبارى فوقانى، اين شرط را لازم مىداند كه از ابتداء شخصيت و خلق و خوى فاعل توسط خود او انتخاب شده باشد و با اراده او شكل گرفته باشد.
كامپل[١] چنين نتيجه مىگيرد كه دترمينيسم يا جبر علّى با مسئوليت اخلاقى به مفهومى كه نزد افراد غير متفكر دارد سازگار است و هيچگونه تضادى ندارد، لكن با مسئوليت اخلاقى به مفهومى كه نزد افراد از نوع دوم «افراد متفكر» دارد ناسازگار و كاملًا در تضاد است.
٧. هر چند من با آقاى كمپل در نفى جبر علّى[٢] موافق نيستم، لكن با اساس تحليلى كه ارائه كرده است- هر چند به گونهاى متفاوت- موافقم.
من فكر نمىكنم مشكل تفاوت بين فرد غير متفكر و فرد متفكر، در مفهومى كه واژه مسئوليت اخلاقى را در آن به كار مىبرند باشد. يك فرد واحد خواه با دانش باشد يا از دانش بىبهره باشد اين واژه را در يك جا به مناسبتى به معناى اول و در جاى ديگر به مناسبتى در معناى ديگر بكار مىبرد.
[١] .Campbell .
[٢] .Causal Dete rminism .