آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٥ - ج نظريه نفى جبر على
انتخاب با اين شرح و تبيين بر جبر و ايجاب متوقف نيست.
آنجا كه انگيزههاى مخالف و محركهاى مضادّ فاعل را به سوى اراده و انتخابى ديگر مىكشانند، و فاعل با مقاومت در برابر آن عوامل و محركها و انگيزههاى مخالف، اراده انجام كار را غالب مىكند، و به انتخابى در جهت انجام كار دست مىزند، مسئوليت كامل اين انتخاب بر عهده اوست، زيرا اوست كه اين انتخاب را انجام داده است، با آن كه هيچگونه جبرى در كار نيست.
البته جبرى نبودن به معناى بدون علّت بودن نيست، فعلها و انتخابها با آن كه جبرى نيستند لكن بدون علّت نيز نيستند، فعلهاى انتخابى و انتخابها معلول تلاشهاى پيشين فاعلند.
ممكن است چنين گفته شود: كه نفى جبر اگر چه با اصل انتخاب منافات ندارد، و مىتواند چيزى با آنكه جبرى نيست يك انتخاب ساده باشد، لكن براى اينكه اين انتخاب، انتخاب فاعل باشد بايد جبرى باشد، و انتخاب فاعل بودن با جبرى نبودن سازگار نيست، استناد انتخاب به فاعل متوقف است بر اينكه محكوم جبر و ايجاب باشد.
لكن در پاسخ بايد گفت: كه استناد انتخاب به فاعل به اين است كه نتيجه تلاش و سنجش و تأمّل او باشد و بر جبرى بودن متوقف نيست. در مثال بازرگان آنچه انتخاب او را انتخاب او مىكرد اين بود كه نتيجه انگيزه و سنجش و تأمل و تلاش خود او بود، وآنچه آن تلاش و انگيزه و تأمل و سنجش را از آنِ او مىكرد اين بود كه اينها در يك سيستم انگيزشى مفهومى در ذهن او جاى گرفته بودند، كه تعيين كننده هويت و شخصيّت او به عنوان يك عمل كننده فعّال و داراى قصد و انگيزه بودند.
بنابراين استناد انتخاب به فاعل به اينست كه نتيجه قصد و عمد او كه معلول تلاش سنجشى و تأمّلى اوست باشد، و اين تلاش سنجشى و تأملى بخشى از سيستم انگيزهاىِ خود تعيين كننده اوست.
افزون بر اين، همين كه فاعل تاييد مىكند كه قصدو نيّتى كه به وسيله انتخاب انجام گرفته است همان است كه مىخواسته، و آن را در سيستم انگيزهاى و محركى رفتار خويش جاى مىدهد و در رهبرى و شكل دهى عمل آينده خويش بكار مىگيرد و مؤثر قرار مىدهد، نشانه ديگرى است بر اين كه انتخاب، انتخاب خود اوست، و هم اوست كه در برابر آن مسؤول و متعهد است.