آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٦ - ج نظريه نفى جبر على
١٣. تاكنون از اين كه رفتارهاى خود شكل دهنده غير جبرى انتخاب به شمار مىآيند، و اين كه اين انتخاب مستند به فاعل است و انتخاب انتخاب اوست فارغ شديم، اكنون نوبت بحث ديگرى است و آن اين است كه نفى جبر در ميزان كنترل فاعل بر فعل خويش چه تأثيرى مىتواند داشته باشد؟
بايد مسلّم بپنداريم كه هر جا نفى جبر رخ دهد كنترل فاعل را بر آنچه براى انجام آن تلاش مىكند كاهش مىدهد، و مانعى در راه دستيابى او به مقاصد و اغراضش ايجاد مىكند، لكن در رفتارهاى خود شكل دهنده بطور كلّى اين مانع از اراده خود فاعل برخاسته و منشأ برونى ندارد.
در مثال آن بازرگان كه به سوى وعده ملاقات بازرگانى خويش در حركت بود و فرياد كمك خواهى آن قربانى او را به كمك قربانى فراخواند- در اينجا كه يك رفتار خود شكل دهنده در حال انجام است- كاهش كنترل اين بازرگان بر آنچه تلاش براى انجام آن دارد ناشى از اراده او در جهت مخالف است، يعنى كاهش كنترل او بر كمك به قربانى ناشى از اراده او بر حضور سر وعده ملاقات بازرگانى است، و هم چنين كاهش كنترل اين بازرگان بر حضور سر وعده ملاقات بازرگانى است، و هم چنين كاهش كنترل اين بازرگان بر حضور سر وعده ملاقات بازرگانى ناشى از اراده او بر كمك به آن قربانى و پاسخ مثبت دادن به فرياد كمك خواهى اوست.
بنابراين در هر يك از دو مورد نفى جبر به عنوان مانعى در برابر يقين فاعل به تحقق اغراض و مقاصدش كار مىكند، لكن مانعى در شكل «مقاومت درون ارادهاىِ فاعل» كه سرانجام به وسيله او يكطرف غلبه پيدا مىكند.
اگر چه در صورتى كه اين قبيل مانع و مقاومت درون ارادهاى در ميان نبود كنترل فاعل بر يكى از انتخابهاى رقيب كامل مىبود، لكن در اين صورت رقابت بين انگيزهها و محركهاى متفاوت از ميان مىرفت، و در نتيجه آزادى انتخاب و فعل نيز از ميان مىرفت.
بنابراين نفى جبر از طريق موانعى كه راه را بر يقين ما به تحقق مقاصد و اغراض خويش مىبندد، راه احتمال و امكان تحقق مقاصد ديگر را باز مىكند، مقاصدى كه محصول انتخابهاى ديگرى است كه در جهت مخالف انتخاب ماست، و بدين ترتيب آزادى انتخاب و فعل شكل مىگيرد.
ما براى اين كه حقيقتاً فاعل رفتارهاى خود شكل دهنده باشيم، و براى اين كه آزادى حقيقى داشته باشيم، بايد در مقاطعى از زندگيمان با اين قبيل موانع درون ارادهاى دست به گريبان باشيم،