آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٧١ - ١ پاسخ پرسش نخستين تبيين رابطه بين فعل و اراده فاعل
اخلاقى» يا همان ملاك داورى عقل عملى است كه عقل عملى بر اساس آن فتوى به بهتر بودن و لازم بودن عمل صادر مىكند، و بدنبال آن دستور و امر به ايجاد آن فعل از سوى نفس به قوى و اعضاء صادر مىشود. بنابر آنچه گفتيم پس از شكلگيرى مقدمه اول فعل اختيارى، كه مربوط به شكلگيرى «امر و دستور نفس به قوى و اعضاء براى اجرا و عمل» است دستور نفس صادر مىشود. دستور نفس در اينجا دستور تكوينى است و لذا، صدور دستور نفس به قوى و اعضا جهت ايجاد فعل، مرجّح وجود و تحقق فعل است، و مرجح در اينجا مرجّح تكوينى يا همان مرجّح به معناى «ايجاب الوجود» است.
دستور نفس به قوى و اعضاء صدور فعل را بوسيله آن قوى و اعضاء واجب و ضرورى مىكند، و بدينوسيله مرجّح فعل تحقق پيدا مىكند، مرجح در اينجا به همان معناى سابق مرجّح است كه در قاعده «امتناع ترجيح بلا مرجح» كه مبناى قاعده علّيت عمومى است آمده بود.
بنابراين در موارد تحقق فعل فاعل ارادى دو نوع مرجح وجود دارد:
١. مرجّح اخلاقى كه چيزى جز ملاك حسن فعل نيست كه نتيجه آن متقاعد شدن نفس به بهتربودن و برتربودن فعل نسبت به عدم آن است، وبالضروره موجب صدور دستور نفس به اعضاء مى شود.
٢. مرجح تكوينى، كه همان دستور نفس است كه وجوب و ضرورت فعل را به دنبال دارد. مرجح تكوينى مربوط به مرحله وجود فعل است. در اين مرحله قانون ضرورت علّى بر مبناى «امتناع ترجيح بلا مرجح» ضرورت و وجوب وجود شىء را قبل از وجود آن نتيجه مىدهد، و همانگونه كه معلوم است وجود شىء ممكن بر تحقق اين مرجح توقف دارد، و بدون اين مرجح تكوينى وجود شىء ممكن معقول نيست. لكن پيدايش اين مرجح تكوينى يعنى «امر و دستور نفس به صدور فعل» متوقف بر مرجّح نوع اول است كه همان مرجّح اخلاقى است، يعنى براى اين كه دستور نفس به ايجاد فعل توسط قوى و اعضاى انسان صادر شود لازم است مرجّح اخلاقى نفس را به لزوم صدور دستور قانع و متقاعد كند، قانع شدن نفس تنها به وسيله مرجح اخلاقى صورت مىگيرد.
نفس به وسيله باورهاى پذيرفتهاى كه آنها را ملاك ترجيح اخلاقى مىداند رفتار معينى را به عنوان «رفتار بهتر» مىپسندد و بهتر بودن آن را باور مىكند، در نتيجه اين باور، تمايلى در نفس نسبت به اين رفتار بوجود مىآيد، ممكن است در برابر اين تمايل تمايلهاى رقيب ديگرى نيز