آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٧ - نظريه هارى فرانكفورت
با آنكه عنصر اصلى «شخص» متقوم به اراده است نه به تعقل، لكن تعقل است كه اراده را ممكن مىسازد و زمينه شكلگيرى اراده را فراهم مىكند، و لذا نمىتوان موجودى را كه فاقد تعقل است برخوردار از «شخصيت» و مصداق «شخص» دانست، زيرا ساختار «اراده» كه مقوم شخصيت شخص است بر تعقل مبتنى است.
٨. فرق ميان «شخص» و «موجود چموش» را مىتوان با مثالى توضيح داد.
آنجا كه دو معتاد به مواد مخدر را در نظر بگيريم كه از نظر شرايط جسمانى اعتياد در وضعيت يكسانى بسر برده و در كمند هوس استعمال مواد مخدّر گرفتارند.
لكن يكى از اين دو از اعتيادى كه به آن گرفتار است شديداً متنفّر است، و همواره دست به كار مبارزه بىحاصلى در جهت رهايى از كمند اين اعتياد است، و به هر وسيلهاى براى غلبه بر اين اعتياد دست مىزند، لكن اعتياد آن چنان در عمق جان او ريشه زده كه تيغ هر وسيله و ابزارى را كند كرده و از كار انداخته است. اين معتاد، توان باخته و شكست خورده و مغلوب تمايل ناشى از اعتياد است، و در نتيجه اراده خود را از دست داده است.
اين معتاد بىاراده در كشاكش دو تمايل متضاد در رده خواستههاى نخستين قرار گرفته است: تمايلى به سوى استعمال مواد مخدّر، و تمايلى به سوى ترك آن. افزون بر اين دو خواسته نخستين ارادهاى از نوع اراده پسين دارد. اين معتاد در برابر تضاد ميان دو خواسته نخستين خويش بىتفاوت نيست و مىخواهد اراده خود را بر وفق يكى از آن دو خواسته نخستين شكل دهد. اين خواسته- كه اراده خود را سامان بخشد- خواسته پسين است و نه خواسته نخستين، اين خواسته پسين است كه مىخواهد اراده خود را بگونهاى شكل دهد كه منتهى به عملى بشود كه مطلوب حقيقى اوست.
معتاد ديگر از نوع فاعل چموش است كه رفتارش انعكاس خواستههاى نخستين اوست، او در اين انديشه نيست كه آيا خواستههايى كه رفتار او را شكل مىدهند همان خواستههايى است كه مىخواهد شكل دهنده رفتار او باشند، يا چنين نيست. آنجا كه مانعى در برابر عملى شدن خواسته نخستين او رخ نمايد ممكن است او را به انديشه و تأمل وا دارد، لكن هيچگاه اين اتفاق براى او رخ نخواهد داد كه به روابط ميان خواستههاى نخستين خود توجه كند، و اين كه كدام يك از خواستههاى نخستين را مىخواهد كه شكل دهنده اراده او باشد. معتاد چموش نظير جانورى مىماند كه نمىتواند درباره اراده خويش بينديشيد يا به آن توجّهى كند، و لذا در اين مورد هيچ