مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٥ - ١١ - دلايل جدايى دين از سياست
اين نويسنده هم، چيز تازهاى ارائه ننموده است و از مطالب گذشته جوابهاى مواد مذكور بدست مىآيد ولى قانون بحث و مراعات انصاف، تقاضا دارد دوباره يكيك مواد هفتگانه او را بر اساس منطق عقلى جواب دهيم.
١- مراد از تأخر وحى و تقدم عقل اگر تقدم و تاخر زمانى باشد كه ظاهرا چنين است ميگوئيم مدعا فى الجمله درست است، انبياء اول عاقل بودند سپس وحى بر آنان از جانب خداوند دانا نازل شده است[١].
ولى اين استدلال، منطقى نيست كه هرچه سابق باشد بايد اساس باشد، هيچ عقلى نمىپذيرد كه زندگانى انسانهاى ابتدايى سابق بوده و بايد اساس زندگانى عصر ما و اعصاى آينده قرار گيرد.
بنابراين، اصل مذكور هم مخالف منطق ارسطويى است كه كبرى ندارد و هم مخالف منطق تجربهاى است كه تجربه برخلاف آنست و غالبا پديدههاى مادى و فكرى در حال تكامل است، و مرحله دوم آنها مفيدتر از مرحله اول است.
از استدلال ناقص نويسنده كه صرفنظر كنيم بايد بطور روشن بگوييم كه ما عقل نظرى و عقل عملى را صددرصد قبول داريم و آنان را اساس دين مىدانيم ما به عقل نظرى بوجود خدا و يگانگى و علم و قدرت و حكمت او ايمان آوردهايم و به عقل عملى به صداقت و عدالت او و به لزوم ارسال رسل و انزال كتب اعتقاد پيدا كردهايم و تشخيص انبياى
[١] - هرچند اولين آدم اولين پيامبر بوده است.