مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٢ - ١١ - دلايل جدايى دين از سياست
دموكراسى و تحكيم آراى اكثريت ايرادى نداشت مگر دموكراسىاى كه گوش فلك را به آن كر نمودهاند چنين تقاضايى ندارد؟
موضوع مهم اينكه مشكل، مشكل حكومت دينى نيست در حكومت لائيكها نيز مذاق اكثريت مراعات مىشود. مثلا دولت فرانسه پارسال حجاب اسلامى دختران مسلمان را كه مكتب مىروند ممنوع اعلام كرد و اينگونه قوانين در دولتهاى لائيك كم نيست.
از همه كه بگذريم مىگوييم كه عمل به احكام اسلام به عقيده مسلمانان خوشبختى دنيا و آخرت را دربردارد و نمىشود كه مصالح اكثريت را بخاطر تفاوت جزئى حقوق اقليت ناديده گرفت و دولتهاى لائيك نيز در برابر حقوق اقليتهاى دينى چنين روشى را اتخاذ مىكنند.
دليل دوم، يا مغلطه و نيرنگ محض است و يا ناشى از نادانى مطلق به اسلام مىباشد. به هر صورت بطلان آن در فصلهاى گذشته اين رساله روشن شد و گفتيم كه اسلام براى جنبههاى متطور زندگانى انسان، احكام ثانويه و احكام ولايى و سلطانى را مد نظر گرفته است. و قاعده تقديم اهم بر مهم در حين تزاحم بحكم عقل، نيز قابل استفاده است.
دليل سوم، مخصوص حكومت كشيشها و پاپها و ديانت منسوخ و محرف مسيحيت فعلى است كه درست هم هست و نويسنده با كمال غفلت آن را به هم اديان نسبت مىدهد.
اصول و فروع اسلام همه روشن است و جهانبينى و معارف آن نيز واضح است، كجاى آن موجب پسمانى كشور و ملّت و سبب عقبماندگى مسلمانان از علم و كمال مىشود مگر آفتاب به دو انگشت پنهان مىشود؟