مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٥ - تبدل انواع داروين(١٨٠٩ - ١٨٨٢)
«من در جوانى و ابتداى كار خود ترديدهايى درباره علت العلل (خداوند) داشتم كه او از كجا آمده و علت او چيست؟ ولى ديرى نگذشت كه متوجه شدم عين همين سوالات درباره ماده اولى (كه ماديين به آن قايلاند) نيز جارى مىشود!!»
البته فلسفه و عقل جواب اين سوالات ابتدايى را به طور بسيار روشن داده است ولى داروين سر و كارش با عقل و فلسفه نبوده و اصول آنرا نمىدانسته است.
پايان سخن درين مورد اينكه داروين در مورد ادعى تصادف تنها نيست، تمام ماديين چه بخواهند و چه نخواهند، در گودال تصادف جمع مىشوند و تنها سنگر خيالى انان كه به آن پناه ميبرند، همين است. فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ.
٣- از اينكه انسان حيوانزاده باشد، مقام استثنايى او كه در اديان الهى مسلم تلقى شده، مورد ترديد قرار مىگيرد. و نظريه داروين آنرا منكر شده است و در عمل اين تئورى تأثير منفى زيادى در اجتماع انسانى غرب به جا گذاشت.
٤- در اين نظريه اصول اخلاقى به مقدار سهمى كه در بقاى فرد (تنازع در بقا) دارند ارزشيابى مىشود، مثلا هر رفتارى كه احتمال بقا را افزايش دهد، خوب تلقى مىشود و هرچيزى كه برخلاف اين جهت عمل كند بد است. گفته مىشود نظريه داروين حتى در قرن بيست بدترين نقش را در تضعيف ايمان دينى غربيها داشته ست.
درينجا بايد بگوييم كه پس از تحقيق در مهندسى ژنتيك وراثى