مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٣ - تبدل انواع داروين(١٨٠٩ - ١٨٨٢)
همچنين منهدمكننده همه علوم تجربى است[١]. بههرحال آنچه كه در اينجا گفتنى است، اينست كه فرض صحت تصادف متناقض با ايمان به واجب الوجود و معرفت او نيست، تنها خالقيت او ثابت نمىشود و نيز نسبت تعدد انواع به اديان ديگر ثابت نيست.
در دين اسلام (قرآن و سنت) در اين مورد چيزى گفته نشده، قول به ثبوت و تباين انواع و خلقت ابتدايى آنها، با قول به تبدل انواع و رجوع آنها به يك يا چند نوع، هيچكدام، مخالف با نصوص اسلامى نيست و هر كدام از نظر علمى ثابت گردد بايد پذيرفته شود.
بلى در مورد تسلسل انسان از ميمون شامپانزه و يا هر حيوان ديگر و يا از حلقه مفقوده كه نظر اخير داروين در كتاب (اصل انسان) بوده با ظاهر آياتى از قرآن در تعارض است، زيرا ظاهر اين آيات خلقت خصوص انسان را ابتدايى و مستقل و غير متسلسل از حيوان مىداند.
ولى اگر به دليل قطعى علمى، تسلسل آن ثابت شود، تأويل بردن ظواهر آيات مانعى ندارد، چنانچه فريد وجدى دانشمند مصرى در كتاب دايره المعارف قرن بيستم آيات مشار اليه را تأويل برده است.
[١] - از بزرگترين شواهد بر محروميت غرب از يك فلسفه عميق عقلى، رغم ترقى آن در علوم و صنعت، پذيرش تصادف كه نقيض قانون عليت و معلوليت است. از طرف دانشمندان آن سرزمين است، جمال و زيبايى و بدايع و حكمت و نظم بىنظير كائنت را بجاى اينكه به وجود آفريدگار دانا و توانا و حكيم با تدبير پيوند دهند به تصادف نسبت دادهاند( قتل الانسان ما اكفره).
|
چشم باز و گوش باز و اين عمى |
حيرتم از چشمبندى خدا!!! |
|