گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٤ - ١٨١ - دوران هاى چهار گانه
و بالجملة هذ الانسان و ان لم يتألم من مايصدر عنه من حيث انتهاء الصدور اليه، لكنه معذب بها من حيث ذوقه و ان العذاب ما يضر منه الانسان كاالمبتلى بمرض الماليخوليا او الكابوس المستمر.
و بالجمله عذاب اثر و خاصيت صورت شقاوت است كه به نفس انسان شقى چسبيده است و ذات او، بهخاطر استعداد خود به صورت شقاوت متصور شده است و اشتداد استعداد تام، در جميع حوادث موجب افاضه صورتى كه مناسب سنخ استعداد است مىشود.
بنا بر اين سؤال به «لِم» بريده مىشود و غلط است كه بپرسيد چرا عذاب خالد؟، چون او از لازم لا ينفك صور شقاوت است و تخلف محال.[١]
١٨١- دورانهاى چهار گانه
دانشمندان حسى مىگويند: چهار دوران بر بشر گذشته است. دوران خرافات، دوران مذهب، دوران فلسفه و دوران علم كه دوران فعلى است.
بر اين تقسيم ايراد شده كه تاريخ دين و فلسفه آن را تكذيب مىكند؛ زيرا طلوع دين ابراهيم (ع) بعد از عهد فلسفه در هند و مصر و كلدان بوده است و دين عيسى بعد از فلسفه يونان، و همچنان دين اسلام پس از دوران فلسفه يونان و اسكندريه بود و بالجمله اوج شكوفايى فلسفه پيش از رسيدن دين به اوج خود بوده است، و قد ثبت ان دين التوحيد يتقدم فى عهده على جميع الاديان الاخر.
يقول السيد الطباطبائى[٢] و الذى يرتضيه القرآن من تقسيم تاريخ الانسان هو تقسيمه الى عهد السذاجة و و حدة الامم و عهد الحس و المادة و سيجئ بيانه فى الكلام، على قوله تعالى: «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً»، (البقرة: ٢١٣) انتهى.
ويقول ايضاً ان علوم الطبيعة انما يبحث عن خواص الطبيعة و تثبتها لموضوعاتها. و بعبارة اخرى هذه العلوم المادية انما تكشف دائما عن خبايا
[١] - اينها سخنانى است كه با عقل عملى- حسن و قبح- منافات دارد و از آيات قرآن كه در مورد قسط وعذاب و ثواب وارد شده، دانسته مىشود كه خداوند در دنيا و آخرت با بندگان خود به مقتضاى عقل عملى نافذ در دنيا عمل ميكند.
[٢] - الميزان، ج ١، ص ٤٢٤.