گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٤ - ١٧٢ - علم غيب
١٧٢- علم غيب
در قرآن مجيد آياتى است كه علم به غيب را از حضرت پيامبر (ص) نفى مىكند. مانند: «وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ» (الأعراف: ١٨٨)، و قوله تعالى «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ» (الأحقاف: ٤).
لكن در بعضى از آيات ديگر آن را براى آن حضرت و ساير رسولان اثبات مىدارد، مانند: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً ... إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ» (الجن: ٢٦- ٢٧)؛ خداوند كه داناى به غيب است كسى را به غيب خود مطلع نمىسازد مگر كسى را كه پسنديده باشد، از پيامبران.
مستفاد از آيه اينكه: جمعى از رسولان را خداوند بر غيب آگاه گردانيده است.
آيا اين غيب تنها همان موضوعاتى است كه انبيا، آنها را به امتان خود ابلاغ كردهاند، و چيزى بيشترى را نميدانند؟ «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ» (آلعمران: ٤٤؛ يوسف/ ١٠٢)، و «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ» (هود: ٤٩)، و لى ظاهراً رسولان علاوه بر آنچه كه براى امتان خويش بيان داشتهاند، مىدانستهاند، حضرت عيسى مىگويد: «وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ» (آلعمران: ٤٩).
و مؤيد اين موضوع يا دليل ديگر بر آن، رواياتى زيادى است كه خداوند به پيامبر و ائمه (ع) علم هر چيز را داده است.
بر اين وجه اعتراض شده كه زندگانى رسول و ائمه، مانند سايرين بوده، محروميتها و مشكلات داشتهاند، ومبتلا به مصايب گرديدهاند، و چنانچه علم به غيب مىداشتند خودشان را نجات مىدادند، على (ع) در مسجد كوفه ضربت خورد، حسن مجتبى (ع) زهر را سر كشيد و هكذا.
از اين اعتراض چند جواب دادهاند:
اول: اين كه معصومين (عليهمالسلام) از خود تكاليف خاصى دارند، آنان بايد وقوع در مهالك را با علم خود بپذيرند، هر چند كه اين كار براى ما القاء النفس در تهلكه گفته