گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٤ - ١٥٤ - انسان مدنى بالطبع است؟
آن كه مكتبهاى خرافى غربى و شرقى به آن اشاره مىنمايند.
١٥٢- تأثير تقوا در فهم
علوم بشرى از راه حواس و عقل به دست مىآيد، ولى قرآن يك راه ديگر را نيز براى شناخت معرفى مىدارد كه پاكى نفس و صفاى باطن است؛ «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً» (الأنفال: ٢٩)، وقال تعالى: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ»، و قال تعالى: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ». «وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ» (محمد: ١٧).
١٥٣- مبالغههاى فردوسى به طمع دنيا
|
چو كودك لب از شير مادر بشست |
ز گهواره محمود و گويد نخست |
|
|
به تن زنده پيل و به جان جبرئيل |
به كف ابر بهمن به دل رود نيل |
|
|
جهان دار محمود شاه بزرگ |
به آبشخور آرد همى مش و گرگ |
|
وقتى محمود به جرم شيعه بودن فردوسى، به او كمك نكرد ناراحت شده گفته است:
|
پرستار زاده نيايد به كار |
وگرچند باشد پدر شهر يار |
|
|
چو اندر تبارش بزرگى نبود |
ندانست و نام بزرگان شنود |
|
و يا:
|
اگر مادر شاه بانو بودى |
مرا سيم و زر تا به زانو بودى |
|
عجب و قابل عبرت اينجا است؛ موقعى كه محمود از سوء رفتار خود با فردوسى پشيمان شد و امر داد كمكى براى او ارسال دارند، وجوه نقدى بر اشتر به سلامت به شهر طبران رسيد از دروازه رود بار اشتر رد مىشد، و جنازه فردوسى به دروازه از آن بيرون همىبردند، فردوسى دخترى داشت بزرگوار خواستند جايزه سلطانى را به او بدهند، او قبول نكرد و گفت بدان محتاج نيستم.
١٥٤- انسان مدنى بالطبع است؟
بعضى نويسندگان ادعا دارند كه زندگى اجتماعى در خلقت و فطرت انسان عجين