شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١ - ٧/ ٢ رازهاى اذان
" أشهد أنّ محمّداً رسول اللَّه" دوم، مىگويد: گواهى مىدهم كه هيچ كس را به كسى نياز نيست، مگر به خداوندِ يگانه هماره چيره كه از بندگانش و آفريدگان و مردمان، همگىشان، بىنياز است، و گواهى مىدهم كه محمّد را به سوى مردم فرستاد تا نويد و بيم دهد و به اذن خداوند، به سوى خدا فرا بخواند و [چونان] چراغى روشن [فرا راه بندگان] باشد. پس، هر كه او را انكار و نفى كند و به او ايمان نياورد، خداوند عز و جل او را براى هميشه و جاويدان به آتش دوزخ در مىآورد و هرگز از آن رهايى نمىيابد.
امّا" حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ" او، يعنى اين كه به سوى بهترينِ اعمالتان بياييد و دعوت پروردگارتان را لبّيك بگوييد و به جانب آمرزش پروردگارتان، و خاموش كردن آتشى كه بر افروختهايد، و آزاد ساختن گردنهايتان كه به گرو نهادهايد، بشتابيد تا خداوند، بدكارىهاى شما را بزدايد و گناهتان را بيامرزد و بدىهايتان را به خوبىها بدل كند؛ زيرا او پادشاهى بزرگوار و پُربخشش است. اى جماعت مسلمانان! او به شما اجازه رسيدن به خدمتش و ايستادن در برابرش را داده است.
و" حىّ على الصلاة" دوم، يعنى: به مناجات با پروردگارتان، اللَّه، بايستيد و نيازهايتان را بر پروردگارتان عرضه كنيد، و با كلام او (قرآن) به وى توسّل بجوييد و آن را شفيع خود در پيشگاهش قرار دهيد، و ذكر و قنوت و ركوع و سجود و خضوع و خشوعِ بسيار، به جاى آوريد، و حاجتهايتان را به او باز گوييد، كه اجازه اين كار را به ما داده است.
امّا" حَىَّ عَلَى الفَلاحِ" او، [در آن] مىگويد: به بقايى كه هرگز فنا در آن راه ندارد و به نجاتى كه هلاكتى با آن نيست، روى آوريد. به سوى حياتى بياييد كه مرگ در آن راهى ندارد، و به سوى نعمتى كه تمامى ندارد، و به سوى سلطنتى كه زوال نمىپذيرد، و به سوى شادىاى كه اندوهى با آن نيست، و به سوى انسى كه با وجود آن، هرگز احساس وحشت (/ تنهايى) دست نمىدهد، و به سوى نورى كه هيچ ظلمتى در آن نيست، و به سوى گشايشى كه تنگى در آن راه نمىيابد، و به سوى خوشىاى كه هيچ گاه قطع نمىشود، و به سوى غنايى كه نيازمندى در آن جايى ندارد، و به سوى سلامتى كه