شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧ - ١/ ١ نماز در امتهاى پيشين
٧. امام باقر عليه السلام: داوود پيامبر- كه درودهاى خدا بر او باد- روزى در محرابش بود كه كِرم كوچك سرخرنگى بر او گذشت و به سجدهگاهش رسيد. داوود عليه السلام به آن نگريست و با خود گفت: اين كِرم براى چه آفريده شده است؟ خداوند به آن [كِرم] وحى كرد كه: سخن بگو.
كرم به داوود گفت: آيا صداى مرا شنيدى و يا اثر مرا بر سنگ ديدى؟
داوود عليه السلام به او فرمود: نه.
كِرم گفت: خداوند، حركت و نفس و صداى مرا مىشنود و جاى پايم را مىبيند.
پس صدايت را پايين بياور.
٨. امام صادق عليه السلام: داوود پيامبر عليه السلام [روزى] گفت: امروز، خدا را عبادتى كنم و [كتابش را] قرائتى نمايم كه تا كنون مانند آن را نكردهام! و داخل محرابش شد و چنين كرد.
هنگامى كه از نمازش فارغ شد، متوجّه قورباغهاى در محراب شد كه به او گفت: اى داوود! عبادت و قرائت امروزت، تو را به شگفت آورد؟
او گفت: آرى.
گفت: تو را به شگفت نياورد، كه من در هر شب، خدا را هزار بار تسبيح مىگويم كه با هر تسبيحش، سه هزار حمد است و من در عمق آب هستم و پرندهاى در هوا صدا مىكند و مىپندارم كه گرسنه است. پس برايش روى آب مىآيم تا مرا بخورد، با آن كه گناهى ندارم.
٩. امام صادق عليه السلام: ابليس براى يحيى بن زكريّا عليه السلام ظاهر شد و بر او آويزهايى بود. يحيى به او فرمود: «اى ابليس! اين آويزها چيست؟».