شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١ - ١/ ٢ تشريع نماز در اسلام
واجب گرديد و سپس كاسته و پنج نماز شد و آن گاه به او ندا شد: «اى محمّد! چنين است كه سخن نزد من تغيير نمىيابد. تو با همين پنج نماز، [پاداش] پنجاه [نماز] دارى».
ر. ك: ح ٢٠٨.
١٨
. امام زين العابدين عليه السلام- خطاب به كسى كه به ايشان گفت: نمازى كه مسلمانان اكنون مىخوانند، كِى بر آنان واجب شد؟-: در مدينه و هنگامى كه دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله بالا گرفت و اسلام نيرومند شد و خداوند عز و جل جهاد را بر مسلمانان واجب كرد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هفت ركعت بر نماز افزود: دو ركعت در هر يك از نمازهاى ظهر و عصر، يك ركعت در مغرب و دو ركعت در نماز عشا، و نماز صبح را بر همان حالت كه خداوند واجب فرموده بود، باقى گذاشت؛ زيرا فرشتگان صبح و شب، در نماز صبح پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حاضر مىشدند و فرشتگان روز، شتاب مىكردند كه از آسمان فرود بيايند و فرشتگان شب، شتاب داشتند به آسمان بروند و اين، همان سخن خداى متعال است: «و قرائت فجر را [به پا دار] كه مشهود [همگان] است»، يعنى مشهود مسلمانان و فرشتگان روز و شب.
١٩. امام باقر عليه السلام: ده ركعت از نمازها: دو ركعت [اوّل] ظهر و عصر و مغرب و عشا و نماز صبح، با وهم و شك سازگار نيستند و هر كس در اين ده ركعت شك كند، دوباره بايد نمازش را بخواند و اين، همان نمازى است كه خداوند در قرآن بر مؤمنان واجب كرد و به محمّد صلى الله عليه و آله واگذار نمود و پيامبر هفت ركعت بر آن افزود و اين هفت ركعت، سنّت نهاده شده پيامبر صلى الله عليه و آله است كه قرائت [قرآن] در آن [واجب] نيست؛ بلكه تنها تسبيح و تهليل و تكبير و دعاست، و شك، در اينها راه مىيابد [و راه