همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥٩ - خطبه اول
از عصر و منطقه و زمانِ خود فاصله دارد كه عمر بن خطاب مىگويد: «كُنَّا نَنْظُرُ فِى زَمَنِ رَسُولِ اللَّهِ الى عَلِىٍّ كَنَظَرِنا الى نُجُومِ السَّماءِ»؛
يعنى ما در دوره پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى به على عليه السلام نگاه مىكرديم، نگاهمان به على مانند نگاهمان به ستارههاى درخشانِ آسمان بود. يعنى ما اين قدر بين خودمان و او فاصله مىديديم.
يكى از ابعاد شخصيت امير المؤمنين عليه السلام، شخصيت قضائىِ امير المؤمنين عليه السلام بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله در باره قضاوت على عليه السلام فرمود:
«اقْضاكُمْ عَلِىٌّ»[١]
[قوىترينِ شما در قضاوت، على است.]
اين روايت را هم شيعه و هم سنّى نقل كردهاند.
پس از گذشت هزار و چهار صد سال از زندگى امير المؤمنين و اين همه تحقيق در علم حقوق و قضاوت، كتابى به نام قضاوتهاى محيّر العقول على عليه السلام نوشته شده، يعنى قضاوتهاى امير المؤمنين هنوز هم شگفتآور است.
حضرت على عليه السلام در بُعد سخنورى، سخنرانى بسيار قوى و زبردست بود.
سيد رضى دويست و چند خطبه از سخنرانىهاى حضرت على عليه السلام را در نهج البلاغه جمعآورى كرده است. ما افتخارمان اين است كه بتوانيم يك يا چند جمله از سخنان و خطبههاى حضرت على عليه السلام را در بين سخنانمان بياوريم.
از يكى از سخنوران زبردست عرب مىپرسند: تو آيين سخنورى را از چه كسى فرا گرفتهاى كه چنين زيبا سخن مىگويى؟
گفت: من بيست خطبه از خطبههاى «اصلع» را از حفظ كردهام و سخنرانىهايم را همگى از او الهام مىگيرم. اصلع يعنى كسى كه موى جلوِ سرش ريخته باشد و بعضىها به حضرت على عليه السلام، «اصلع» مىگفتند چون جلوِ سرِ ايشان مو نداشت.
از بُعد شخصيت نظامى، على عليه السلام شخصيت برجسته و ويژه صدر اسلام است.
من هر قدر فكر كردم كه چگونه از شخصيت نظامى امير المؤمنين تعبير كنم، ديدم بهترين تعبير اين است كه بگويم: على عليه السلام نيروى نظامىِ ويژه پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
هر كشور و نظامى- سلطنتى يا جمهورى يا هر شكل ديگرى از حكومت- معمولًا يك نيروى نظامىِ ويژه دارد كه در موارد خطرناك و حساس از امنيت و موجوديت نظام، دفاع مىكند. معمولًا از نيروهاى ويژه، گردان و تيپ و لشكر و سپاه تشكيل مىدهند.
اما نيروى ويژه نظام نوپاى اسلام، در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله تنها يك سپاهِ يك نفرى بود.
آن فرد هم على عليه السلام بود. در جنگ بدر، احد، خيبر، جنگ با بنى نظير و نبرد حُنين، در همه آنها على عليه السلام حضور داشت و همه جا نيروى ويژه پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
در جنگها هر گاه كار، مشكل مىشد و از دستِ ديگران كارى بر نمىآمد، اين على عليه السلام بود كه وارد معركه مىشد؛ مانند جنگ احزاب.
از نظر سياسى، على عليه السلام داراى بينشى بسيار قوى و ارزنده بود. در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله، على عليه السلام جزو مشاوران بسيار نزديكِ پيامبر صلى الله عليه و آله بود. بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله خلفاى وقت در مسائل پيچيده و مشكلِ سياسى، با على مشورت مىكردند و نظر على عليه السلام را مىپذيرفتند.
در عبادت و بندگى خداوند، على عليه السلام بىنظير بود. كتاب صحيفه علويه كه در دستِ ماست، نمونهاى از دعاها، آهها و تضرعهاى على عليه السلام است.
[١]- ر. ك: مجلسى، محمدباقر، بحار الانوار، ج ٤٠، ص ١٥٠.