همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٩١ - خطبه اول
كه اعتياد، هرزگى، خودكشى و امثال اينها ممنوع است چون جامعه را فاسد مىكند، نظام حقوقى اسلام مىگويد: اين گونه كارها، علاوه بر حقّ جامعه، به دليل حقّ انسان بر خودش نيز ممنوع است. بنا بر اين اگر شخصى در مكانى تنها هم زندگى كند، باز حقّ ارتكاب چنين كارهايى را ندارد.
حقوق انسان بر خويشتن، انواع مختلفى دارد؛ مانند حق تغذيه، حق حفاظت و نگهدارى، حق رعايت بهداشت و ...
بعضى از اين حقوق، شرعاً واجب هستند و برخى ديگر مستحب هستند. پس نتيجه بحث، اين شد كه اولين حقوق واجب بر انسان، حقوق انسان بر خويشتن است.
دومين مجموعه حقوقى كه از نظر اسلام، رعايتِ آنها بر انسان واجب مىشود، حقوق خداوند بر انسان است. به طور كلى، حقوقى كه در رابطه حقوقىِ انسان با خدا بر انسان واجب مىشوند، به دو دسته تقسيم مىگردند: حقوق خداوند بر انسان كه در رواياتْ از آنها به «حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِباد» تعبير شده و حقوق انسان بر خداوند كه در رواياتْ از آنها به «حَقُّ الْمُؤْمِنِ عَلَى اللَّه» تعبير گرديده است.
سومين مجموعه حقوقى كه رعايتِ آنها بر انسانْ واجب است، حقوق خانواده است.
حقوق فراوانى در دايره حقوق خانواده جاى مىگيرند. بعضى از آنها عبارتاند از:
حق شوهر بر زن، حق زن بر شوهر، حق فرزند بر پدر و مادر، حق پدر و مادر بر فرزند، حق برادر بر خواهر، حق خواهر بر برادر، حق ميهمان بر ميزبان و حق ميزبان بر ميهمان.
همان طور كه مجموعه انسانهايى كه در يك خانواده زندگى مىكنند، حقوقى بر عهده يكديگر دارند، حيواناتى هم كه به نوعى در ارتباط با انسان هستند، حقوقى بر عهده انسان دارند؛ مانند حقوق حيواناتِ سوارى و بارى بر انسان كه در فقه، تحت عنوان «حَقُّ الدَّابَّةِ عَلى راكِبِها» مطرح شده است.
ساير حيوانات، مانند سگ و گربهاى كه در محيط انسان زندگى مىكنند نيز حقوقى بر عهده انسان دارند.
از جمله حقوقى كه اسلام براى حيوانات، بر عهده انسان قائل است، حق تغذيه كافى است. انسان وقتى سوار اسب يا يك حيوانِ سوارىِ ديگر مىشود، نبايد او را برنجاند.
انسان جز در موارد ضرورت، حقّ زدنِ حيوانات را ندارد. همچنين در روايات گفته شده است كه چگونه سوار اسب بشويد كه اسب اذيت نشود و ...
سومين دايره حقوقى كه رعايتِ آنها بر انسانْ واجب است، حقوق همسايه بر همسايه است كه در روايات با عنوانِ «حَقُّ الْجار» مطرح شده است. حق همسايه، در محدودهاى دورتر از حق خانواده بر انسان، نسبت به انسان قرار دارد.
چهارمين دايره حقوقى كه از نظر اسلام، رعايتِ آنها بر انسانْ واجب است، حقوق جامعه است. حقوق جامعه نيز خود، بخشهاى مختلفى دارد، مانند: حق انسان بر معلم و مربى و حق معلم و مربى بر انسان (در بخش آموزش و پرورش)؛ حق انسان بر حاكم و حق حاكمِ جامعه اسلامى بر انسان (در بخش حقوق سياسى)؛ حق يتيمان، حق مستضعفين، حق بيچارگان، حق بيوهزنانِ درمانده (در بخش حقوق فقرا و محرومين).
گستردهترين دايره حقوقى كه اسلام بر انسانْ واجب مىشمارد، حق مؤمن بر مؤمن است كه اين دايره اخير، وسيعترين دايره حقوقى در نظام حقوقىِ اسلام است.
اگر ما بخواهيم جامعه خود را با بازگشت به اسلامْ نوسازى كنيم، بايد نظام حقوقى اسلام