همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣ - خطبه اول
نادلپذير است، و لقمهاى گلوگير؛ و آن كه ميوه را نارسيده چيند، همچون كشاورزى است كه زمينِ ديگرى را براى كِشت گزيند.]
«فَإِنْ أَقُلْ، يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلكِ وَ إِنْ أَسكُتْ، يَقُولُوا جَزَعَ مِنَ الْمَوتِ هَيْهَاتَ بَعدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِى وَ اللَّهِ لَابْنُ ابِى طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ امِّهِ.»[١]
در اين محيطى كه دستهاى آلوده، آن را ناسالم و گمراه و تابعِ تبليغاتِ خود كردهاند، من چه كنم؟ اگر سخن بگويم، و از حقّ خود دفاع كنم، مىگويند: على انحصارطلب است و به حكومتْ طمع كرده است و اگر سكوت كنم، مرا متهم به ترس و بزدلى و فرار از مسئوليت و سازشكارى مىكنند.
هرگز! پس از آن همه جهاد و جنگيدن، من و از مرگ ترسيدن؟ سوگند به خدا، انس فرزند ابو طالب به مرگ، بيشتر از علاقه فرزند شيرخوار به پستان مادر است.
در سخنان ديگرى، حضرت على عليه السلام فرمودند:
«الَا وَ انَّ الشَّيْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ خَيْلَهُ وَ رَجِلَهُ وَ انَّ مَعِى لَبَصِيرَتِى مَا لَبَّسْتُ عَلى نَفْسِى وَ لَا لُبِّسَ عَلَىَّ.»[٢]
مردم! بدانيد كه شيطان، همفكران و همراهانش را به دور خود جمع كرده و سواره نظام و پياده نظامش را بسيج نموده است. من رهبر و پيشواى شما هستم، همه اين فتنهها، تحريكها و مخالفتها عليه من انجام مىشود. اما من با بينش و بصيرت به مسائل مىنگرم، راه خود را با روشنى و آگاهى انتخاب مىكنم و مىپيمايم؛ نه حق را از خودم، پنهان كردهام و نه بر من مخفى بوده است.
برادران و خواهران گرامى! امروز در اين محفل روحانى، با اين جمعيت عظيم، در كنار قبور اين شهداى عزيز، خداوند و ارواح شهدا را شاهد و گواه بگيريم كه تصميم داريم، تنها براى خدا سخن بگوييم و راه حق را برويم و جز وظيفه و مسئوليت و تكاليف الهى، كار ديگرى انجام ندهيم.
ما امروز مشكلاتى همانند مشكلات مسلمين در صدر اسلام را داريم. گرفتارىها و فتنههايى كه على را نگران ساخت، دل مسلمانها را به درد آورد و ميدان عمل و اختيارات و فرصتها را در دست دشمنان اسلام قرار داد، گرفتارىهايى كه قرآن و اسلام و پيغمبر را به آن سرنوشت كه همه مىدانيد دچار كرد، امروز نيز در پيشِ روى ما وجود دارد.
امروز رهبر ما دستور مىدهند كه همه ما بايد متحد باشيم و از هر گونه اختلاف و دوگانگى دورى بجوييم؛ اما اين كه تنها با زبان بگوييم «مىخواهيم متحد باشيم»، كافى نيست؛ بلكه بايد يكدل و هماهنگ، به حلّ مشكلات اصلىِ جامعه بپردازيم.
مشكلاتمان را با مردم در ميان بگذاريم و از آنها براى حلّ مشكلات كشور كمك بگيريم و همگى با انسجام و اتحاد، به حل مشكلاتْ همت گماريم.
اكنون من برخى از مشكلات جامعه را كه اعتقاد دارم همه مردم بايد در حلّ آنها مشاركت كنند، بيان مىكنم و اميدوارم كه از اين پس، همه نيروها در جهت حلّ اين مشكلات، سازماندهى شوند.
مهمترين مشكل امروز جامعه ما، مسئله جنگ است. بخشهاى وسيعى از كشور ما به وسيله دشمن، اشغال شده است.
تعداد فراوانى از مردم مناطق جنگى از شهرهاى خود آواره شدهاند.
[١]- همان.
[٢]- نهج البلاغه، خطبه ١٠، ص ١٤.