همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٣٠ - خطبه اول
گفته بود: هر روز ساعتِ چهار صبح از خواب بر مىخيزم و تا ساعتِ هفت شب كار مىكنم.
قاضى گفته بود: آيا تا كنون قنات حفر كردهاى؟ گفته بود: خير. گفته بود:
آيا نخلى در زمين نشاندهاى؟ گفته بود: خير.
قاضى گفته بود: آيا نهرى در زمين حفر كردهاى؟ گفته بود: خير. قاضى گفته بود:
آيا تو درختى را ميوهچينى كردهاى؟
گفته بود: خير.
قاضى گفته بود: پس تو چه كار كردهاى؟
گفته بود: مديريت كردهام. قاضى گفته بود:
برادر! تو مديريت كردهاى. عدهاى هم در كنارِ تو كار كردهاند، بيل زدهاند، قنات حفر كردهاند. تو سالى صد ميليون تومان درآمدِ خالص دارى. آن بندههاى خدا كه با تو كار مىكردند، چقدر درآمد دارند؟
خانِ كرمان گفته بود: آن كارگران و كشاورزان هم سهمِ خود را از علفهاى هرزِ زمين بر مىدارند. قاضى گفته بود: بعد از اين شما از علفهاى هرزِ زمين سهم ببريد و بقيه را بدهيد به آنها كه قنات كندند.
وقتى حكمِ پرونده خانِ كرمان صادر شده بود، پرسيده بود: اين پولها را كه از من مىگيريد، به چه كسى مىدهيد؟
قاضى گفته بود: به كسانى كه تو حقوقشان را از آنها گرفتى و به آنها ندادى.
اموالى كه از خانِ كرمان گرفته شد، بين افرادِ فقيرِ همان منطقه، تقسيم شد.
در حكمش هم نوشته بود كه يك ريال از اين پول نبايد از اين منطقه خارج شود و همه آن بايد به نفعِ فقرا و مستضعفين و پا برهنههاى منطقه تقسيم شود. (تكبير نمازگزاران)
سومين تروريستِ اقتصادى كه پروندهاش بررسى شد، يك شهروند تهرانى بود كه قرضِ بسيار سنگينى به بانكها داشت و از پرداختْ خوددارى مىكرد.
اين فرد، دستگير شد. بدهىهايش به بانكها را حساب كردند، ديدند يك ميليارد و صد ميليون تومان به بانكها بدهكار است.
ثروتش را حساب كردند، ديدند دو ميليارد و سيصد ميليون تومان ثروت دارد.
اين فرد كه قبلًا حاضر به پرداخت بدهىهايش نبود، وقتى خود را اسير چنگال قانون ديد، گفت: از ثروتم، بدهىهاى من به بانكها را پرداخت كنيد. باقى مانده آن را به دو قسمت تقسيم كنيد. نصفِ آن را به خانوادههاى محترم شهدا و جانبازان هديه مىكنم. بقيه را هم به خودم بدهيد.
قاضى پرونده اين شخص با من مشورت كرد و گفت: نيمى از ثروت اين شخص كه به حساب بانكها واريز مىشود. نيمى از باقى ماندهاش را هم كه به خانوادههاى محترم شهدا و جانبازان هديه كرده است. در حدود ششصد ميليون تومان باقى مىمانَد. آيا اين ششصد ميليون تومان را به خودش بدهيم؟
من به آن قاضى گفتم: حسابهايش را بررسى كنيد. اگر مال حلال و مشروعش به همين مقدار هست، همه ششصد ميليون تومان را به او بدهيد. اما اگر در ميان اموالش، هنوز اموال نامشروعى وجود دارد، اموال نامشروع را از او بگيريد و هر مقدار ثروت كه از راه حلال به دست آورده است، به او بدهيد.
برادران و خواهران عزيز! اموالى كه حكم مصادره آنها صادر مىشود اجراى حكم مصادرهشان مشكلاتى دارد. در بعضى از پروندههاى اخير، قوه قضائيه اموالى را كه مصادره شده بود براى تهيه ساختمان خوابگاه دانشجويان، تأمين شد. من گفتم كه بقيه اموال را هم به فقرا بدهند. البته خانوادههايى كه در جبهه خدمتهاى بزرگى انجام دادهاند، اولويت دارند.
من در اينجا لازم مى دانم از قضات محترم، ضابطين، پليس قضائى، كميته، پليس، ژاندارمرى و دادسراها كه در اجراى احكام