همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٧٤٤ - خطبه دوم
اين چه مطلبى بوده كه پيامبر صلى الله عليه و آله تا آن زمان بيان نكرده بودند و آن وقت مىبايست بيان كنند. او گفت: از كجاى اين آيه فهميده مىشود كه مطلبِ مورد نظر قبلًا بيان نشده بوده است.
گفتم: از اين كه آيه شريفه مىگويد اگر اين مطلب را ابلاغ نكنى، رسالتت را انجام ندادهاى، فهميده مىشود كه مطلب بسيار مهمّى بوده است. مردم در سال دهم هجرت، نماز را مىخواندند. روزه هم مىگرفتند.
به حج هم مىرفتند. پس اين چه مطلبى بوده كه آن قدر اهميت داشته كه اگر بيان نمىشد، گويى اصلًا دينْ ابلاغ نشده است؟
اكنون حدود هزار و چهارصد سال از نزولِ اين آيه گذشته است. در اين مدت، هنوز افرادى كه قبول ندارند كه اين آيه در باره ولايتِ على عليه السلام است، نتوانستهاند پاسخ دهند كه اين آيه در باره چه چيزى نازل شده است و چه چيزى تا آن زمان باقى مانده كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله آن را بيان نكند، گويى اصلًا رسالتِ خود را انجام نداده است؟
به نظر ما، اين آيه كه در حجّة الوداع نازل شده، در باره ولايتِ على عليه السلام است كه تا آن زمان با بيانِ عمومى و به صورتِ اطلاعيه عمومى، چنان كه در غدير خم انجام گرفت، بيان نشده بود.
من در اينجا، اين نكته را عرض كنم كه شيعه معتقد است كه امامتْ دنباله نبوت است و امام نيز همانند پيامبر عليه السلام بايد از سوى خداوند با ذكر نام و مشخصاتِ كافى، تعيين شود.
پس همچنان كه اگر همه مردم جمع شوند و رأى دهند كه فلان كس پيامبر شود، او پيامبر نمىشود، امامت نيز با رأى مردم تعيين نمىشود.
به همين دليل ما معتقديم كه بيشترين شرايطى را كه يك فرد بايد داشته باشد تا بتواند پيامبر شود، براى امام شدن نيز همان شرايطْ مورد نياز است. به عنوان مثال، امام نيز همانند پيامبر بايد دانشمندترينِ مردم باشد.
امام نيز همانند پيامبر بايد از طرفِ خداوند تعيين و نصب گردد.
همچنين همان طور كه اگر مردم به يك پيامبر ايمان نياورند، پيامبر بودنِ او از بين نمىرود، امامتِ يك امام نيز با عدم پذيرشِ مردم از بين نمىرود. البته اختياراتى كه در دين اسلام به امام داده شده از اختيارات پيامبر صلى الله عليه و آله كمتر است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله مُشرِّع و قانونگذار بوده ولى امامْ ترويج دهنده دين و قوانينِ آن است.
البته اين ويژگىهايى را كه ذكر كرديم، همگى براى امامِ معصوم بودند؛ اما ما حتى معتقديم كه نايبِ امام معصوم هم كه همان ولىّ فقيه است، انتخابش از يك جهت در دستِ مردم نيست.
تفاوت انتصاب امام معصوم با ولىّ فقيه در اين است كه امام معصوم با انتصابِ بالخصوص و ذكر نام از جانب خداوند تعيين شده است؛ اما ولىّ فقيه با انتصاب عمومى برگزيده شده است؛ چنان كه امام معصوم (ع) فرمود:
«امَّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدينِهِ مُطيعاً لِمَوْلاهُ مُخالِفاً لِهَواهُ فَلِلْعَوامِ انْ يُقَلِّدُوهُ»[١]
[هر يك از فقيهان كه خويشتندار، دين نگهدار، فرمانبرِ مولاى خويش و نافرمان نسبت به خواهشِ خويش بود، بر عامّه مردم است كه از وى پيروى كنند.]
به همين دليل، نقشى كه در قانون اساسى براى مردم در مورد تعيين رهبر، در نظر گرفته شده، آن است كه فردى را كه مصداقِ آن شرايط كلىِ مذكور در شرعِ اسلام باشد، بيابند وگر نه اگر مردم به كسى كه واجد شرايط كلى
[١]- ر. ك: مجلسى، محمدباقر، بحار الانوار، ج ٢، ص ٨٨.