همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٣٨ - خطبه اول
تبديل به فساد شد.
هنوز صد سال از تاريخ مشروطه نگذشته، بلكه تقريباً هفتاد و هفت سال گذشته است.
طرفداران اين نهضت اصلاحطلبى كه به شكل يك اصلاحِ روبنايى بود، الان در دنيا چه كسانى هستند؟ يك دسته انگشت شمار زن و مردِ لخت و از وطن دور شده، رانده شده، رذلترين و منفورترين مردمى كه در زير آسمان نفس مىكشند! اينها يك عده انگشت شمارند، از اين طرف و آن طرف گدايى مىكنند و به نام سالگرد مشروطه، مراسم مىگيرند.
مشروطهاى كه با بهاى خون امثال بهبهانى، طباطبائى، نورى و اصفهانى، پايهگذارى شد، چنان منحرف گشت كه سخنگويان و مدافعان آن، عدهاى انگشت شمار از وطنفروشانِ بىدين شدند و اكنون در خارج از كشور براى مشروطه، اشك تمساح مىريزند.
مشروطه نيز در اجرا شكست خورد.
در دوران ما در نتيجه احياى اسلام در بستر تاريخ، انقلابى به وقوع پيوست، تحوّلى به وجود آمد؛ انقلاب، نه؛ تحوّل، نه؛ يك معجزه تاريخى محقق شد. اين موفقيّت انقلاب شما مردم، انقلاب نبود، نهضت نبود، مبارزه نبود، يك معجزه بود.
يك معجزه تاريخى به وقوع پيوست.
چه معجزه با شكوه، قوى، مقتدر، ريشهدار، زيبا و پر جذبهاى! پنج سال و نيم بيشتر از وقوع اين معجزه نمىگذرد. خاطراتِ آن را به آسانى به ياد مىآوريم. به محض اينكه اين معجزه به وقوع پيوست، علاقهمندانِ اين فكر كه آمدند آن را پياده كنند، اوّلين كارى كه كردند، شروعِ يك حركت عميق و ريشهدار به نفع مستضعفين بود.
در اوايل انقلاب، در نخستين جلسات شوراى انقلاب، بيشترين صحبتها از مستضعفين و حقوق آنها بود. در همان روزها بود كه به دستور حضرت امامْ تأمين آب، برق، مسكن و غذاى مردم مستضعف- اين طبقه محروم اجتماع- قبل از هر چيز در اولويّت قرار داده شد.
امام فرموده بود: راهى پيدا كنيد كه اگر بشود، پول آب و برق را از اينها نگيريد.
صحبت بر سر اين بود كه اگر پول آب و برق را از اينها نگيريم، از كجا تأمين كنيم؟
يكى از راههايى كه به نظر مىرسيد، اين بود كه به آنها كه باغ دارند، استخر دارند، زندگى مرفه دارند، آنها كه پولهاى زيادى دارند، آنها كه تورّم ايجاد مىكنند، بگوييم: پولِ اينها را شما بدهيد.
به اين شكل كه از مرفهين، يك مقدار اضافه بگيريم و به آنهايى كه در محروميّت زندگى مىكنند- و مثلًا در يك خانه پنجاه مترى، سه خانواده زندگى مىكنند- بگوييم:
اين پول ناچيزى را كه براى هزينه آب و برق مىپردازيد، ديگر لازم نيست بدهيد؛ زيرا هر چند آن پول كم است، امّا براى آن افرادِ محرومْ سنگين است.
به خوبى به ياد دارم جلسهاى را كه اعضاى شوراى انقلاب در آن جمع بودند و مىگفتند:
اين فاصلههاى طبقاتى را برداريد؛ حد اقل حقوق سه هزار تومان و حد اكثر حقوق هفت هزار تومان تعيين شود، تا فاصله طبقاتى كاهش يابد.
وزير، ماهيانه هفت هزار تومان دستمزد بگيرد و نظافتچى سه هزار تومان دستمزد بگيرد و كمكهاى دولت هم به دريافت كنندگانِ دستمزدِ سه هزار تومانى تعلق بگيرد، نه آنها كه از حد اكثر دستمزد برخوردارند.
خيلى از آن روزها نگذشته است.
به دستور امام، بنياد مستضعفان براى كمك به افراد مستضعف و حمايت از آنها به وجود آمد. بنياد مسكن و حساب ١٠٠ امام