همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٦٥ - خطبه دوم
اين درست نيست كه ما تنها به فكر خودمان باشيم و خانههاى دو طبقهمان را سه طبقه و سه طبقهمان را هفت طبقه كنيم. در كشورى كه بار سنگين مشكلات را بر دوش دارد و تنها با يك زلزله، بيست تا سى هزار كشته و زخمى مىدهد، هيچ كس نمىتواند دست روى دست بگذارد و در مقابل مشكلات ديگران بىتفاوت باشد. همه ما بايد به كمك آسيب ديدگانِ اين حادثه بشتابيم.
بر اساس اطلاعات و اخبار مناطق زلزلهزده، برداشتِ من اين است كه فعلًا زلزلهزدگان به كمكهاى اوليه و ضرورى مانند مواد غذايى، پتو، كُلمن و غيره نياز دارند تا از گرسنگى نميرند.
هر كس كه به نوعى توان و امكاناتى دارد، مانند مساجد، پزشكان، پرستاران، افراد ثروتمند و افرادى كه مورد احترام هستند، همگى بايد احساس وظيفه كنند و با تمام امكانات و آبرويشان در امر كمكرسانى شركت كنند.
همه ما از اين حادثه دردناك، غمگين و ناراحتيم. انشاءالله تا آنجا كه مىتوانيم بايد به نهادهايى كه به زلزلهزدگان يارى مىرسانند، كمك كنيم. حتى اگر نمىتوانيم در سطح بالا كمك كنيم، نبايد از انجام وظيفه و كمكهاى اندكِ خودمان دريغ ورزيم. (تكبير نمازگزاران)
اين زلزله، يك بلاى عمومى است كه بر ما نازل شده است. هيچ كس نبايد به اميد ديگران بنشيند و بگويد: ديگران به وظايف خودشان عمل خواهند كرد. اگر امكانات و نيروهاى امدادى، كم باشد، آسيبهاى ما از اين حادثه بيشتر مىشود.
مصيبت ديگرى كه به ناچار بايد از آن ياد كنم، حادثه دردناك هفتم تير است.
دشمنان اسلام در آن حادثه دردآور، ضربه مهلكى به انقلاب ما وارد كردند. در آن حادثه، هفتاد و دو نفر از بهترين افرادِ ما به شهادت رسيدند.
هر كدام از شهداى هفتم تير ماه، مىتوانست ياور و نيرويى قوى براى انقلاب باشد. در اين حادثه، افرادى مانند شهيد مظلوم دكتر بهشتى رحمه الله به شهادت رسيدند.
من مرحوم شهيد بهشتى را به خوبى مىشناختم. از اولين روزهايى كه به قم آمدند، با ايشان آشنا شدم و اين آشنايى و دوستى ما در تمام مراحل زندگى ايشان در قم، هامبورگ و تهران ادامه يافت.
شايد كمتر روزى بود كه من شهيد بهشتى را نبينم و حد اقل روزى دو سه ساعت با هم نباشيم. استعداد، قدرت فكرى، خلوص نيت، عشقِ او به انقلاب، درايت، دورانديشى و خدمات او بسيار كم نظير بود. همان گونه كه حضرت امام رحمه الله در باره شهيد بهشتى فرمودند، او به تنهايى يك امت بود.
شهيد بهشتى را به راحتى از ما گرفتند.
او و يارانش كه در آن حادثه همراه او بودند، هر كدامشان فردى بسيار پر ارزش و ارزنده بودند. در آن روزهاى سختِ اول انقلاب، بار انقلاب را به دوش كشيدند ولى از ثمرات پيروزىهاى انقلاب، هيچ بهرهاى نبردند.
دردِ از دست دادن بهشتى، دردى نيست كه امت ما به اين زودىها آن را فراموش كند بلكه اين درد، اصلًا فراموش شدنى نيست.
همچنان كه خدمات و آثارى هم كه از شهيد بهشتى بر جاى مانده، تمام شدنى نيست.
هنوز انقلاب ما از بركات فكر و اقدامات او بهره مىبَرَد. انشاءالله خداوند او و همه شهداى هفتم تير ماه را غريق رحمت بفرمايد.
مصيبت ديگر اين هفته، سالروز فاجعه خونين مكه است. آن فاجعه دردناك، آن ظلم و ستم بزرگ، نه تنها بازماندگان حجّاج شهيدِ آن حادثه، بلكه همه ملت ايران، بلكه همه مستضعفان جهان و علاقهمندان به اسلام را عزادار ساخت.