همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٧١ - خطبه اول
افراد بىدرد، تروريستهاى اقتصادى، خونآشامها، ستمگران و افراد بد سابقه از كشور ما فرار كردند يا گرفتار چنگالِ عدالت شدند.
علاوه بر اينها، مردم شروع به اصلاح فرهنگ كشور و زدودن فرهنگ وارداتى اروپايى و آمريكايى شدند. نامهاى خيابانها و انسانها را عوض كردند و كوشيدند تا هر نشانه فرهنگِ ضد اسلامى را از كشور ايران محو كنند.
ما بايد آن روحيهها و حركتهاى سالهاى اولِ انقلاب را حفظ كنيم تا بتوانيم بگوييم كه انقلابِ ما تداوم دارد. تداوم انقلابْ شعار و لفظ نيست، شعر و سرود نيست؛ يك واقعيت است.
ما بايد متأسف باشيم و خودمان را سرزنش كنيم كه چرا تا كنون، بيش از اين در راهِ پيشبرد اهداف انقلاب موفق نشدهايم! چرا قدمهايمان را تندتر از اين بر نداشتهايم! چرا همه آثار فرهنگ غربى در كشورمان را از بين نبردهايم! چرا در طول حدود يازده سالِ اخير به كمال مقصود نرسيدهايم!
مبادا خداى نكرده كم كم فكرها و صحبتهايى در قلبهاى ما و در ميان ما، راه پيدا كند كه گروهى از ما را به ترديد در اهدافِ انقلاب وا دارد.
البته همچنان كه اشاره كردم، تداوم انقلاب با گفتن و شنيدن نيست. در آغاز انقلاب با اميد و فداكارى وارد صحنه شديد و فرهنگ شهادتطلبى را به آسانى پذيرفتيد؛ زيرا ديديد كه اين انقلاب به نفع مستضعفان و عليه مستكبران است. ديديد كه بىدردها فرار كردند و ميدان را براى افراد دلسوز، فداكار، شهادتطلب و خدمتگزار مردم رها كردند.
وقتى مردم ديدند كه ميدان خدمتگزارى و شهادتطلبى باز شده است، همه با هم در اين ميدان، مسابقه گذاشتند و همه مردمْ اين آيه را ندا مىكردند كه:
«... فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ...»[١]
[... پس در نيكى كردن، بر يكديگر سبقت گيريد ...]
من اكنون نمونه خيلى كوچكى از روحيه مردم در آن دوران را برايتان نقل مىكنم.
در اوايل انقلاب معمولًا يك دختر جوان، تحصيل كرده و فهميده با يك پسر جوان متدين و متعهد، ازدواج مىكرد. آن همسران جوان معمولًا مهريّه خود را به ياد فلان كتابِ مذهبى يا رفتن به يك مكان مذهبى و يا حد اكثر، يك سكه طلا تعيين مىكردند.
آرام آرام، آن شور اسلام گرايى در بعضى موارد كم رنگ شد. مهريّهها افزايش يافت. مثلًا مهريّه را چهار ميليون تومان پول و به عشقِ چهارده معصوم، چهارده سكه بهار آزادى تعيين مىكنند!
الحمد للّه هنوز هم ظاهرِ مهريّه خوب است. چهارده سكه بهار آزادى به عشقِ چهارده معصوم! اما چرا چهارده سكه بهار آزادى به عشق چهارده معصوم؟ ما كه يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر داريم؛ چرا آنها را در نظر نمىگيرند؟! آيا با تعيينِ اين مهريّهها مىخواهيم هم دنيا گرايى كنيم و هم وجهه انقلابىِ خود را حفظ كنيم؟!
قبحِ اين مهريّههاى سنگين به حدّ حرمت نمىرسد؛ اما تعيين اين مهريّههاى سنگين كار بسيار ناپسند و مكروهى است.
گاهى اوقات اخبار بسيار ناراحت كنندهاى از برگزارى برخى ميهمانىها و عروسىها- و كارهايى مانند احتكار- به ما مىرسد.
مبادا خداى نكرده، ارتكاب اين اعمالْ براى ما زنگ خطر باشد! خداوند آن روزى را نياورد كه ما كم كم خواهان تجديد نظر در گفتهها و
[١]- سوره بقره( ٢)، آيه ١٤٨.