همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢ - خطبه اول
دركِ كم و سطحى اكتفا نكند. در جاى شبهه، درست بايستد و در حالى كه امر براى او شبههناك است، مرتكب عمل يا گوياى سخنى نشود. در اثبات يا نفى يك مطلب، بيش از ديگران دليل و برهان جمعآورى كند.
«وَ اصْبَرَهُمْ عَلى تَكَشُّفِ الْأُمُورِ وَ أَصْرَمَهُمْ عِنْدَ اتِّضاحِ الْحُكْمِ مِمَّنْ لَا يَزْدَهيهِ اطْرَاءٌ وَ لَا يَسْتَميلُهُ اغْرَاءٌ وَ اولئِكَ قَليلٌ.»[١]
فردى را به عنوان قاضى برگزين كه در كشفِ واقعيتها از ديگران صبورتر باشد.
وقتى كه حق را فهميد، در عمل به آن قاطعترين مردم باشد. نه تعريفْ او را مغرور سازد و نه فريبْ او را منحرف كند و تعداد اين گونه اشخاص، بسيار كم است و به ندرت، يافت مىشوند.
«ثُمَّ اكْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَائِهِ.»[٢]
با وجود تمام آنچه گذشت، وقتى چنين فردى را براى قضاوت پيدا كردى، او را به حال خود وا مگذار! كار او را بازرسى كن! آراء و حكمهاى او را ببين! بررسى كن كه آيا درست كار مىكند يا خير؟
«وَ افْسَحْ لَهُ فِى الْبَذْلِ.»[٣]
در پرداخت حقوق و دستمزد به قاضى، كار را بر او سخت نگير؛ به قاضى، حقوق زياد پرداخت كن كه نياز زندگىاش را برآورده سازد تا به دست مردم نگاه نكند؛ رابطهاش با تو بسيار نزديك باشد تا گمان نكند كه كسى ممكن است نزد تو بيايد و عليه او سخنى بگويد يا كارى انجام دهد.
«فَانَّ هذَا الدّينَ قَدْ كَانَ اسيراً فى ايْدِى الْأَشْرَارِ، يُعْمَلُ فيهِ بِالْهَوى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا.»[٤]
مالك! دين در دست اشرار، اسير بود؛ با هواى نفس در آن عمل مىكردند و به وسيله آن به دنيا مىرسيدند.
اين سخنان حضرت على عليه السلام ضوابط حكومت اسلامى در مورد چگونگى انتخاب مسئولان و كارگزاران حكومت اسلامى، انتخاب قاضى و چگونگى برخورد مسئولان حكومت اسلامى با توده مردم بود.
اكنون مىخواهيم موقعيت و عملكرد كنونىِ جامعه خود را با ضوابطى كه امير المؤمنين عليه السلام معرفى نمودند، بسنجيم.
امروز جامعه ما برخوردار از رئيس جمهور، وزيران، نمايندگان مجلس و قاضيان است. آيا ذخيره اينها، عمل صالح است؟ آيا اينها بر هواى نفس خود مسلط هستند؟ آيا با مردم خوشرفتارى مىكنند؟ آيا در راه خدمت به مردم، تلاش مىكنند؟ آيا مغرور نيستند؟ آيا انتخاب آنها با تمايل و رأى مردم بوده است يا با تكيه بر زور و فشار، انتخاب شدهاند؟
آيا مسئولان كنونى كشور ايران از طبقه متوسط و طبقات پايينتر از متوسطِ مردم هستند يا از مرفّهان بىدرد جامعه هستند؟
آيا با صداقت و صميميت و ايمان، در خدمت به مردم، تلاش و كوشش مىكنند؟
آيا در انتخاب آنها ميزان آشنايى با فرهنگ اسلامى، در نظر گرفته شده است؟
بارها براى من پيش آمده است كه با يكى از وزيرانْ كار داشتهام. شب، ساعت ٩ يا ١٠ به دفتر كار آنها تلفن كردهام و معمولًا ديدهام كه آنها تا دير وقت در محلّ كارشان مشغول خدمت و انجام وظيفه هستند.
البته مسئولان كشور در اين جنبه مثبت كه با تمام توان، در حال خدمت به مردم هستند، هماهنگ و هم جهتاند؛ اما كمبودها و كاستىهايى نيز دارند. يكى از نقاط ضعف آنها كمبود تجربه عملى است. آنها معمولًا سوابق خدمتىِ چندانى ندارند. كمبود تجربه،
[١]- همان.
[٢]- همان.
[٣]- همان.
[٤]- همان.