همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٣١ - خطبه اول
به دنيا آورد و تربيت نمود.
حقوق فرزند از هنگام انتخاب همسر شروع مىشود و در مرحله تشكيل نطفه و دوران جنينى ادامه مىيابد. جنين، فرزندى در دلِ مادر است و حقوقى بر گردنِ مادر دارد؛ تا آنجا كه مادر حق ندارد از نظر كار، حركت، تغذيه و جهات ديگر كارى بكند كه اين فرزند از نظر روحى يا جسمى آسيب ببيند. حتى اگر مادرى، فرزندش را سقط كند، احكامى مانند پرداختِ ديه بر او مترتب مىشود.
اسلام حتى نوع تبريك گفتن به خاطر تولد فرزند را هم بيان كرده است.
اعراب در دوره جاهليّت هنگامى كه فرزندى به دنيا مىآمد، به عنوان تبريك به پدرش مىگفتند:
«لِيَهْنِئْكَ الْفَارِسُ»[١]
يعنى: به دنيا آمدنِ اين بچه پهلوان و نامآور را به تو تبريك عرض مىكنم.
مردى در حضور حضرت امير المؤمنين عليه السلام بر طبق رسوم اعرابِ جاهلى، به مرد ديگرى كه صاحب فرزند شده بود، گفت: «أُهَنِّئُكَ الْفَارِسَ» حضرت على عليه السلام به او فرمود: اين گونه، تبريك نگو! آن مرد گفت: پس چگونه تبريك بگويم؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود، به او بگو:
«شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِى الْمَوْهُوبِ وَ بَلَغَ اشُدَّهُ رُزِقْتَ بِرَّهُ.»[٢]
سپاس خداوندِ عطا كننده را، اين نعمتى كه خداوند به تو داده، بر تو مبارك باد؛ انشاءالله به مقام رشد و كمال برسد و تو از كارهاى نيكِ او بهرهمند شوى.
شخصى در حالى كه دستِ بچهاى را در دست داشت، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد: يا رسول الله! آيا اين فرزند هم در گردنِ من حق دارد؟ حضرت فرمود: آرى.
عرض كرد: چه حقى بر گردنِ من دارد؟
حضرت فرمود: حقّ اين فرزند بر پدرش يعنى تو اين است كه نامى نيك برايش انتخاب كنى كه از شنيدنِ آن، احساسِ حقارت نكند و خجالت نكشد. از حقوق ديگرِ او بر تو، تعليم و تربيتِ اوست. تو با در اختيار داشتنِ حقّ تعليم و تربيتِ او، در واقع، آينده او را در دست دارى.
از امير المؤمنين عليه السلام در اين باره نقل شده است كه فرمودهاند:
«حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ انْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ ادَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ.»[٣]
[حقّ فرزند بر پدر آن است كه او را نام نيكو نهد و نيكش پرورَد و قرآنش تعليم دهد.]
تا هنگامى كه پدر زنده است، حقوق فرزند بر پدر ساقط نمىشود؛ مهمترين حقوق فرزند بر پدر و مادر، حقّ تعليم و تربيت است.
در قرآن شريف، آيات فراوانى در باره روابط و حقوق متقابل پدر و مادر از يك سو و فرزند از سوى ديگر بيان شده است، مانند آياتى كه در باره آدم و هابيل و قابيل يا ابراهيم و آزَر يا ابراهيم و اسماعيل و اسحاق يا مادر موسى و موسى يا مريم و عيسى يا لقمان و فرزندش نازل شده است.
همچنين در قرآن، يك مورد هم به «والد» و «ولد» قسم خورده شده است، آنجا كه خداوند مىفرمايد:
«لا اقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ انْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ»[٤]
[قسم به اين شهر، و تو در اين شهر سُكنا گرفتهاى. و قسم به پدر و فرزندانى كه پديد آورد.]
[١]- ر. ك: نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، ص ٤٢٤، كلمه قصار ٣٥٤.
[٢]- همان.
[٣]- همان، ص ٤٣٣، كلمه قصار ٣٩٩.
[٤]- سوره بلد( ٩٠)، آيه ١- ٣.