همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٣٢ - خطبه اول
برخى از مفسرين گفتهاند: منظور از والد در اين آيه شريفه شخص خاصّى نيست.
بعضى از روايات هم مىگويند كه منظور از والد در اين آيه شريفه، پدر همه ائمه عليهم السلام يعنى حضرت على عليه السلام است.
من از ميان آيات مختلفى كه در قرآن در باره تعليم و تربيت و روابط متقابلِ پدران و مادران با فرزندانشان وجود دارد، آياتى را كه در اول سخنانم تلاوت كردم، انتخاب نمودهام؛ ترجمه تقريبىِ آنها چنين است:
به ياد آور هنگامى را كه لقمان در حالى كه به فرزندش پند مىداد، به او گفت: اى پسر من! براى خدا شريكى قائل مشو! شرك، ظلم بسيار بزرگى است. پسرك من! خطا و گناه تو اگر خيلى هم ريز باشد، و در دلِ سنگى يا در گوشه آسمان يا در گوشه زمين باشد، خداوند آن را به حساب خواهد آورد؛ خداوند لطيف و آگاه است.
پسركم! نماز بخوان! به نيكىها امر كن و از بدىها نهى كن! در مقابل چيزهايى كه در باره تو مىگويند، يا مشكلاتى كه براى تو پيش مىآيد، مقاومت كن! صبر تو، نشانه قدرتِ اراده و عظمتِ شخصيت توست.
در هنگام سخن گفتن با ديگران، روى خود را بر نگردان و با تكبّر راه مرو! خداوند افراد خودپسند و خودكامه را دوست نمىدارد.
در راه رفتن، قدمهاى متوسط بردار! در صحبت كردن، لَحنِ تو آرام و ملايم باشد، فرياد نزن، زيرا كه زشتترين صداها، صداى الاغ است.
خداوند حضرت لقمان را به عنوان نمونه يك پدر كه فرزند خود را تعليم مىدهد و تربيت مىنمايد، ذكر نموده است. به همين مناسبت، يكى از سورههاى قرآنِ شريف به نام «لقمان» ناميده شده است كه اين امر نشان دهنده ميزان اهميت تعليم و تربيتِ فرزند از نظر اسلام مىباشد.
نمونه ديگرى كه قرآن در اين رابطه ذكر مىكند، جريان حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل عليهما السلام است. خداوند به نقل از زبان حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد:
«رَبِّ هَبْ لى مِنَ الصَّالِحينَ فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَليمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قالَ يا بُنَىَّ انّى ارى فِى الْمَنامِ انّى اذْبَحُكَ ...»[١]
[اى پروردگار من، مرا فرزندى صالح عطا كن.
پس او را به پسرى بردبار مژده داديم. چون با پدر به جايى رسيد كه بايد به كار بپردازند، گفت: اى پسركم! در خواب ديدهام كه تو را ذبح مىكنم ...]
حضرت ابراهيم عليه السلام از خداوند، فرزندِ نيكى را درخواست كرد. خداوند به او مژده داد كه پسرِ حليمى به تو عطا مىكنم.
وقتى كه اين پسر به رشد فكرى، تربيتى، علمى و عملىِ خود رسيد و توانست خوب و بد را تشخيص بدهد، راهش را برگزيد. ابراهيم عليه السلام سختترين امتحانات را هم به او پيشنهاد كرد و او پذيرفت.
در راستاى تربيتِ فرزند، در نهج البلاغه نمونهاى از وصيّت حضرت امير المؤمنين عليه السلام، آن پدرِ دل سوخته، به فرزندش حسن بن على عليه السلام، نقل شده است. حضرت عليه السلام فرمودهاند:
«مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ، الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ، الْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ، الذَّامِّ لِلدُّنْيَا، السَّاكِنِ مَسَاكِنَ الْمَوْتى، وَ الظَّاعِنِ عَنْهَا غَداً الَى الْمَوْلُودِ المُؤَمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ، السَّالِكِ سَبيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ، غَرَضِ الْأَسْقَامِ وَ رَهينَةِ الْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ المَصَائِبِ وَ عَبْدِ الدُّنْيَا وَ تَاجِرِ الغُرُورِ وَ غَريمِ الْمَنَايَا وَ اسيرِ الْمَوْتِ وَ حَليفِ الْهُمُومِ وَ قَرينِ الْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ الْآفَاتِ وَ صَرِيعِ
[١]- سوره صافّات( ٣٧)، آيه ١٠٠- ١٠٢.