همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٦٩ - خطبه اول
به خليج فارس كشاندهاند.
مگر امنيت خليج فارس تهديد مىشود؟
اگر كسى مورد تهديد باشد، خليج فارس نيست بلكه خيانتكارانى هستند كه از صدام حمايت مىكنند. حمايت از يك جنايتكار جنگى، همين پيامدها را هم دارد.
مورفى گفته است: ايران بداند كه كشتىِ آمريكا، كشتى كويت نيست كه بتوان به آسانى آن را زد. من امروز در اين مكان به مورفى اخطار مىكنم كه اگر رزمندگان و نظاميان ما به دليل همسايگى و مسائل ديگر، در زدن كشتىهاى كويتى، ترديد كنند، در زدن كشتىهاى آمريكايى، كوچكترين ترديدى به خود راه نخواهند داد. (تكبير نمازگزاران و شعار «مرگ بر آمريكا»)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ اعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ الهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذى يُوَسْوِسُ فى صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ[١] و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.
٣٢ جمعه ٢٩ خرداد ١٣٦٦- دانشگاه تهران مهمترين عنوان: حقوق اجتماعى
خطبه اول
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى اشْرَفِ الانْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اصْحَابِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ.
خداوند مىفرمايد:
«وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِاذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذى خَبُثَ لا يَخْرُجُ الَّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ»[٢]
[و سرزمين خوب، گياهِ آن به فرمانِ پروردگارش مىرويد و زمينِ بد جز اندك گياهى از آن پديد نمىآيد. براى مردمى كه سپاس مىگويند، آيات خدا را اين گونه بيان مىكنيم.]
بندگان عزيز خدا! برادران و خواهران ارجمند! شما را سفارش مىكنم به تقوا و پرهيزكارى. تقوا پيشه كنيد و پرهيزكار باشيد؛ زيرا تقوا مهمترين عامل سعادت و تنها عامل نجاتِ انسانها است. تقوا دژِ پايدار و ريسمان استوار پروردگار است.
تقوا انسان را مطمئن مىسازد و به روحِ انسانها، شادى و مسرّت مىدهد. تقوا فكر انسان را سالم مىكند و به راه انسان، درستى و استقامت مىبخشد.
انشاءالله خداوند همه ما را به پرهيزكارى و با تقوا بودن، موفق بدارد.
در چند خطبه گذشته، مطالبى در مورد نظام حقوقى اسلام، عرض كردم.
خلاصه آنچه عرض كردم، اين بود كه محور و مركز اصلى در نظام اسلام، حق خداوند بر مردم و حق مردم بر خداوند است.
نزديكترين دايره به اين نقطه مركزى، حقّ انسان بر خود و بر اندام و اعضاى بدن و عبادات و اعمالِ خود مىباشد. پس از آن، حقوق خانوادگى قرار دارد؛ مانند: حق متقابل زن و شوهر، حق پدر و مادر و فرزند، حق برادر و خواهر، حق اعضاى سببى و نسبىِ خانواده و حق اعضاى خانواده كه رابطهاى سببى يا نسبى ندارند؛ مانند: آشپز، راننده، كارگر و حتى حيواناتى مانند اسبِ سوارى كه در خانه نگهدارى مىشوند.
پس از حقوق خانوادگى، دايره وسيعترى قرار دارد، كه حقوق ارحام و خويشاندان است.
[١]- سوره ناس( ١١٤).
[٢]- سوره اعراف( ٧)، آيه( ٥٨).