همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٣٦ - خطبه اول
و دورِ اين نهضتْ جمع شدند، مبارزات كردند، به حبشه و مدينه هجرت كردند، شكنجهها ديدند، شهيدها دادند، حمزهها و جعفرها و عبيدة بن حارثها شهيد شدند تا آن جريان فكرىِ عظيم به نتيجه رسيد؛ اسلام پيروز شد و اين رسالت و اين پيام خدا به موفقيّت رسيد.
روزى فرا رسيد كه پيروزى، مسلمين را در بر گرفت و سوره «اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِى دينِ اللَّهِ افْواجاً»[١] نازل شد. آيه «الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيْتُ لَكُمُ الاسْلامَ ديناً»[٢] نازل شد.
سلمان مىگويد: در همين روزها رسول اللّه صلى الله عليه و آله در سفر حج بود.
وقتى كه حلقه باب كعبه را گرفت، با بلندترين نداى خويش با مردم سخن گفت.
مردم هم به دور ايشان جمع شدند.
هر جا نگاه مىكردى، مردم بودند.
صداها در سينهها حبس شده بود.
پيغمبر صلى الله عليه و آله شروع به سخن گفتن كرد و فرمود:
اى مردم! اين دنياى شما، اين جهان شما، اين صحنه زندگى شما، خارستانى بود و گُلى در آن ديده نمىشد. من به امر خدا آمدم و گُل كاشتم و با كمكِ شما آن را پاسدارى كرديم، آب داديم، گُلها رشد كردند، خارها را جمع كرديم، گُلها همه جا را گرفت؛ الان هر چه نگاه مىكنم، شما به ظاهر يكپارچهايد، همه جا گلستان است و مشكلاتْ حل شده است.[٣] اين روز، روزى است كه موفقيّت حاصل شده و اسلام مىخواهد طرح و برنامهاش را اجرا كند. مشكلات اوليّه برطرف شده و رسول اللّه از اين وضع اظهار رضايت و خوشنودى مىكند.
امّا ديرى نپاييد كه همين پيام خدا، همين رسالت پيغمبر، همين پيروزى و وحدت و يكپارچگى، دگرگونه شد و آن آفتى كه گفتيم، بر اسلام حمله بُرد. قرآن مىفرمايد:
«وَ ما مُحَمَّدٌ الَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ افَانْ ماتَ اوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اعْقابِكُمْ ...»[٤]
[جز اين نيست كه محمد پيامبرى است كه پيش از او پيامبرانى ديگر بودهاند، آيا اگر بميرد يا كشته شود، شما به آيين پيشين خود باز مىگرديد؟ ...]
از اين آيه معلوم است كه قرآن در باره آينده مسلمانها، آن آفت و آن آسيب را پيشبينى مىكند. در همان روايت كه عرض كردم، سلمان مىگويد:
من نزديكترينِ مردم به پيامبر صلى الله عليه و آله بودم، پيغمبر صلى الله عليه و آله به نقطه دورى نگاه كرد و پس از اندكى درنگْ فرمود:
«كَيْفَ بِكُمْ اذا فَسَدَتْ نِسائُكُمْ وَ فَسَقَ شُبَّانُكُمْ»[٥]
اى مردم! آنگاه كه زنانِ شما به فساد گرايند و جوانانِ شما فاسق شوند، چگونه خواهيد بود؟ آنگاه حالِ پيامبر صلى الله عليه و آله منقلب شد و اشك از چشمان مباركش سرازير گشت، «فَبَكى بُكاءً عالِياً» و بلند بلند گريه كرد.
سلمان مىگويد چون من در خدمتِ آن حضرت بودم، گفتم: «اوَ يَكُونُ كَذلِكَ يا رَسُولَ اللَّه؟»؛ اى پيامبر خدا! آيا چنين خواهد شد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بَلْ اشَدُّ مِنْ
[١]-/ سوره نصر( ١١٠)، آيه ١-/ ٢.
[٢]- سوره مائده( ٥)، آيه ٣.
[٣]- ر. ك: فيض كاشانى، تفسير صافى، كتابفروشى اسلاميه، چاپ چهارم، ج ٢، ص ٥٦٥ و همچنين ر. ك: علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ١٠٠، ص ٩١.
[٤]- سوره آل عمران( ٣)، آيه ١٤٤.
[٥]- ر. ك: علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ١٠٠، ص ٩١.