همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٩٧ - خطبه اول
در يك جامعه سرمايهدارى و به اصطلاح آزاد، انسانْ تنها به دنبال پرستشِ منافع و لذتهاى شخصىِ خود است. در جامعه سرمايهدارى، چنين انسانى، عاقل و سالم و فهميده محسوب مىشود.
در نظام سرمايهدارى، دانشمندان اقتصاد، رفتار چنين شخصى را بررسى مىكنند و چگونگى عملكرد او در پيروى از خواهشهاى نفسانى را معيار توليد، مصرف و توزيع قرار مىدهند. آنگاه نظام سرمايهدارى را كه از عملكردِ اين گونه افراد انتزاع گرديده، نظامى حساب شده و علمى هم مىنامند.
اقتصاددانانِ نظام سرمايهدارى مىگويند:
هر انسانى به رفاه و ارضاى هوسها و لذتطلبىهايش نيازمند است و راه تحقق اين خواستهها، اين است كه هر شخصى هدفش سودجويىِ شخصى و منفعتپرستى باشد تا در مجموع، خواستههاى همه مردم برآورده شود.
بنا بر اين، در نظام سرمايهدارى، حتى اگر در ظاهر، كارى به نفعِ مستضعفين صورت گيرد، هدف از آن كار، تأمين منافع شخصىِ خود آنها و حفظ حكومتِ گروه حاكم است.
من به آمارى كه تاريخِ آن مربوط به گذشته بود، نگاه مىكردم. بر اساس آن آمار، در كشور سوئد، هفتاد و چهار درصد از درآمد ملى، سهم عاملِ كار و بيست و شش درصد بقيه سهم ساير عوامل توليد يعنى سرمايه و زمين مىشود.
اين آمار نشان مىدهد كه در كشور سوئد، توزيع درآمد براى نيروى كار بسيار مناسب است. در آمريكا و انگلستان سهم نيروى كار، هفتاد و دو درصد از درآمد ملى است. يعنى در اين دو كشور، سهم سرمايه و زمين از درآمدِ ملّى، كمى بيشتر از كشور سوئد و سهم نيروى كار، كمى كمتر است.
در آلمان سهمِ نيروى كار از درآمد ملى، شصت و هشت درصد و در كشور هلند شصت و چهار درصد است.
بر اساس همان آمار، در ايران سهم نيروى كار از درآمد ملى، سى و پنج درصد است.
دولت ايران پانزده درصد از درآمد ملى را به عنوان ماليات دريافت كرده است. در كشور ايران، ماليات بيشتر به صورت غير مستقيم دريافت مىشود.
از ماليات غير مستقيم ايران در همان دوره، ده درصد، سهم مصرف كننده كه بيشتر همان نيروى كار هستند، مىشود و پنج درصد سهمِ عرضه كننده بوده است. پس به اين ترتيب، با پرداخت ماليات، سهم نيروى كار، ده درصد ديگر كاهش يافته و به بيست و پنج درصد مىرسد.
گفتيم كه پس از كسر ماليات، شصت درصد از درآمد ملى، سهم سرمايه و زمين شده است. تعداد مالكان سرمايه و زمين كه شصت درصد از درآمد ملى كشور ايران را به خود اختصاص مىدهند، در حدود دو و نيم درصد از كلّ جمعيت ايران هستند.
به عبارت ديگر: دو و نيم درصد از كلّ جمعيت ايران، شصت درصد از درآمد ملى را به خود اختصاص مىدهند و نود و هفت درصد بقيه تنها بيست و پنج درصد از درآمد ملّى را دريافت كردهاند.
از آن نود و هفت درصد مىپرسيم: ماهيانه چقدر دستمزد و حقوق مىگيريد؟ مىگويند:
سه هزار تومان يا پنج هزار تومان يا هشت هزار تومان. از آنها مىپرسيم: خانه داريد؟
مىگويند: خير. مىپرسيم: ماهيانه چقدر اجاره مىدهيد؟ مىگويند: ماهيانه دوازده هزار تومان! واقعاً اين گونه افراد در اداره زندگى اعجاز مىكنند!
يك انسان مادى و غير متعهد كه تنها به خودش فكر مىكند و خود- نه خداوند- را اساس و محورِ عالَم هستى مىداند و خودش را